فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٩
نکردهاند که شاگردهای خودشان را بیاموزند ، بلکه بچه مهندسشان مهندس به
دنیا میآید . قرآن در کمال صراحت میگوید : « و اوحی ربک الی النحل
[١] وحی و الهام الهی است . جواب دیگری هم بشر نتوانسته به این مطلب
بدهد که جز وحی الهی چیز دیگری میتواند باشد .
آقای " موریس مترلینگ " اینها همه را میگوید ولی وقتی میرسد به این
اعجابها که این معلومات از کجاست ؟ میگوید روح کند و وحی میکند شما را
به خدا فکر کنید چه قدر این حرف احمقانه است ! کندو جز همین زنبورهای
عسل که چیزی نیست اگر این زنبورها عسل را بگیریم کندو یک عده جمادات
بیشتر نیست روح کندو یعنی چه ؟ ! میگوید روح کندو به اینها الهام میکند
خوب روح کندو خودش از کجا فهمید ؟ تازه روح کندو که از روح زنبور عسل
بالاتر نیست چرا این را میگوید ؟ برای اینکه خدای ناخواسته مسئله خدا در
میان نیاید و بعد نگویند آقای موریس مترلینگ ! پس قطعا خدایی در عالم
وجود دارد و در این صورت قصه الف است و دنبالش ب و دنبالش ت و
دنبالش ث و دنبالشج ، هزاران مسئولیت ، و دیگر تو آقای موریس
مترلینگ نمیتوانی آزاد به آن گونه که دل خودت میخواهد زندگی بکنی .
داستان کودک زیرک و مدرسه
گفت بچه باهوشی را بردند مدرسه . معلم به او گفت بگو الف . سکوت کرد . معلم میگفت این که ساده است بگو الف . نمیگفت . هر چه[١] سوره نحل ، آیه . ٦٨