فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٥
این است که میگوید : در وجود انسان همچنان که یک سلسله گرایشها به طبیعت و ماده وجود دارد و اینها انسان را با طبیعت پیوند میزنند و ملاک پیوند و ارتباط انسان با طبیعت اند ، یک سلسله گرایشهای دیگر وجود دارد که با حسابهای مادی جور در نمیآید بلکه ضد حسابهای مربوط به پیوند انسان با طبیعت است ، زیرا پیوند انسان با طبیعت برای این است که انسان از طبیعت و خارج وجود خودش بهره کشی بکند و نفع ببرد ، ولی این گرایشها با این حرفها جور در نمیآید انسان یک سلسله خواستها در این عالم دارد که با جنبه طبیعی و مادی وجود او جور در نمیآید و میگوید : اینها دلیل است بر اینکه عالمی دیگر وجود دارد و این احساسها ما را با عالم دیگر پیوند میدهد الهامهای معنوی و خدایی ، خدا جویی ها ، نیکی جوییها ، خیر جویی ها و معنویت جویی ها همیشه در بشر وجود داشته و دارد و قابل مبارزه و جایگزینی نیست در نظر دارم ان شاء الله فردا شب که شب آخر این جلسه هم هست ، درباره " خلاهای معنوی و اخلاقی در عصر حاضر " برای شما بحثی بکنم که آن مقدار خلا معنوی و اخلاقی که این موجهای ماتریالیستی دنیا به وجود آورده اند و این مبارزه ای که با فطرت بشر شده است ، امروز چه مشکله ای برای بشر به وجود آورده ؟ پس یک راه دیگر برای اینکه « من عرف نفسه عرف ربه » همین گرایشها ، تمایلات و وابستگیهای معنوی انسان است .
تعصب نسبت به ماتریالیسم
این موج ماتریالیسم که در دنیا پیدا شد و به دنبال خود نکبتها برای بشر به وجود آورد ، در دنیا غرب بیشتر عکس العمل بسیار شدیدی است در