فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٠
کمتر باشد گوش ما آن را درک نمیکند ( مثل رادیوی گیرندهای که آن موج را نمیگیرد آن موج وجود دارد ولی ما درک نمیکنیم ، یک حیوان دیگر ممکن است بشنود ) و اگر از سی و دو هزار بالاتر برود ، ممکن است صدایی باشد کر کننده ، اما ما اصلا نمیشنویم و در کمال راحتی مثلا مطالعه میکنیم ، ولی یک حیوان آن صدا را میشنود میگویند موش ، امواج صوتی با نوسان تا چهار صد هزار در ثانیه را میشنود همچنین چشم ما حرکت را در عالم در یک حد معین درک میکند همین حرکتهای مکانی خیلی ساده را در نظر میگیریم چشم انسان حرکت اجسام را تا یک سرعت معین فرضا یک دهم میلیمتر در ثانیه درک میکند ولی اگر حرکت از این کندتر باشد ، حرکت است ولی چشم انسان درک نمیکند مثلا حرکت ثانیه شمار ساعت را چشم انسان درک میکند حرکت دقیقه شمار را هم که در هر ساعت یک دور میچرخد ، اگر انسان خیلی دقیق بشود شاید بعضی چشمها بتوانند درک کنند ، در صورتی که آن هم دائما حرکت میکند ولی خار ساعت شمار ، شما یک ساعت هم به آن نگاه کنید ، یک ذره احساس نمیکنید که حرکت میکند ولی این قدر میدانید که یک ساعت پیش روی عدد مثلا هفت بود و حالا روی عدد هشت است تدریجا حرکت کرده است از نظر چشم شما ساکن است یعنی چشم شما حرکت آن را نمیبیند ، ولی عقل شما میگوید این حرکت میکند به دلیل اینکه یک ساعت پیش روی عدد هفت بود و اکنون روی عدد هشت است ، و میدانید که این جور نیست که چشم شما را غافل کرده و یکدفعه پریده روی عدد هشت . عالم در یک جریان دائم است . آنکه حرکت جوهریه راثابت کرده و آنها که حرکتهای دیگر راثابت نمودهاند ، ثابت کردهاند که