فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٨
اخلاقی از یک طرف توصیه و تأکید میشود به مبارزه و مجاهده با نفس و هوای نفس ، و از طرف دیگر تمام تکیه ها روی بزرگواری نفس است که کوشش کنید احساس بزرگواری را در نفس خود از دست ندهید ، احترام ذات و نفس را از دست ندهید اینها چگونه با یکدیگر جور در میآید ؟ و گفتیم " نفس " در اصل معنی یعنی [ ( خود " " نفس " آن خود انسان است آیا " خود " را باید شکست ، زبون و خوار کرد یا " خود " را باید مکرم داشت و محترم شمرد و عزتش را حفظ کرد ؟ آیا این هر دو یک " خود " است ؟ این که نمیشود آیا در انسان دو " خود " وجود دارد که از نظر اخلاقی با یکی از اینها باید مبارزه کرد ، باید او را در زنجیر کرد ، جلوی آزادیش را گرفت ، زبونش کرد ، میراند ، و به تعبیری شعرای ما اگر چه این تعبیر در روایات و احادیث نیامده است باید او را کشت و نفس کشی کرد ، و " خود " دیگر را باید احیاء کرد و زنده نگهداشت ؟ این هم به این صورت که قابل قبول نیست بدیهی است هر کس دو " من " ، دو " خود " مجزا از یکدیگر ندارد آیا در قالب و تن هر کدام ما دو " من " یا دو [ ( نفس " وجود دارد ؟ ! چنین چیزی هم قطعا نیست بعد عرض کردیم که این مسئله ای است که تنها در اسلام و اخلاق اسلامی مطرح نیست ، برای دیگران هم مطرح است که برای انسان دو " خود " سراغ دارند و دو " خود " نشان میدهند که با یک " خود " انسان باید مبارزه بکند و انسانیتش به آن خود نیست ، و خود دیگری دارد که خود شریف و اساسی و اصیل انسان آن خود است منتها توضیح و توجیه این مطلب که چگونه است دو گونه خود دارد ، گفتیم به آن صورت امکان ندارد پس ناچار به صورت دیگری باید گفت ما اول همان نظر اسلامی را ذکر میکنیم بعد نظرهای دیگران را هم توضیح میدهیم .