فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٦
از طرف دیگر در نهج البلاغه به جمله هایی بر میخوریم که در آنها نفس و
خود تجلیل و تکریم شده است الی غیر النهایه .
علی علیه السلام در وصیتنامه ای که به فرزند بزرگوارش امام مجتبی سلام
الله علیه مینویسد ، میفرماید : « اکرم نفسک عن کل دنیة و ان ساقتک الی
الرغائب فانک لن تعتاض بما تبذل من نفسک عوضا » [١] پسرکم ! نفس
خود را گرامی و محترم بدار از این که به یک پستی دچار بشود ، زیرا اگر
از نفس خود چیزی را باختی و از دست دادی ، دیگر هیچ چیز نمیتواند جای
آن را پر کند اگر بدنت را از دست بدهی جایش پر شدنی هست ، تا چه رسد
که مال و ثروتت را از دست بدهی هر چه را از دست بدهی چیز دیگری
میتواند جای آن را پر کند ( گفت : آنچه عوض دارد گله ندارد ) اما یک
چیز است که اگر آن را از دست بدهی دیگر جا پر کن ندارد [ و آن نفس
خودت است ] . « فانک لن تعتاض بما تبدل من نفسک عوضا » اگر از خود
خود ، از خویشتن خود چیزی را از دست بدهی ، عوض برایش پیدا نمیکنی
نظیر این مضمون است شعری از امام صادق سلام الله علیه که در " بحار "
در احوال امام صادق نقل میکند که ایشان این شعر را میخواندند :
| اثامن بالنفس النفیسة ربها |
| و لیس لها فی الخلق کلهم ثمن [١] |
[١] نهج البلاغه فیض ، کتاب ٣١ ، قسمت ٤٦ ، صفحه . ٩٢٩ [٢] بحار الانوار ، ج ٧٥ ، ص ١٣٥ ، باب . ٢١