فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٦
بلکه فقط تو را شایسته پرستش میبینم . این کلمه " « اهلا للعباده » " خیلی معنی دارد . فقط به دلیل اینکه تو ، تو هستی و من ، من هستم [ تو را عبادت میکنم ] . طبیعی ترین چیزها در عالم این است که تو معبود باشی و من عابد و پرستنده نمیدانم به مضامین دعای کمیل این دعای عالیة المضامین هیچ توجه دارید ؟ مضامین این دعا را از اول آن : « اللهم انی اسألک برحمتک التی وسعت کل شی » تا آخر : « و سلم تسلیما کثیرا » با دقت مطالعه کنید ببینید علی چه میگوید و معنی پرستش عاشقانه و سپاسگزارانه و معنی از خود خارج شدن چیست با توجه به اینکه در منطق علی کوچکترین اغراق و مبالغه نیست خصوصا آنجا که با خدای خودش سخن میگوید ، به جمله هایی میرسیم که برای ما اصلا قابل تصور نیست راجع به آتش جهنم میگوید : ²و هذا ما لاتقوم له السموات والارض» آتش جهنم از نوع آتشهای دنیا نیست ، آتشی است که تمام آسمانها و زمین در مقابل آن مقاومت ندارند در عین حال در همانجا میگوید : « هبنی صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فراقک هبنی صبرت علی حر نارک فکیف اصبر عن النظر الی کرامتک » فرضا طاقت صبر بر چنین عذابی را داشته باشم ، صبر بر جدایی از تو را ندارم ( عبادت عاشقانه یعنی این ) فرضا صبر مقاومت در مقابل آن حرارتها را داشته باشم چگونه میتوانم در مقابل اینکه کرامتت از من گرفته شده و لطفت از من بازداشته شده است صبر نمایم ؟ ! صبر این را هرگز علی ندارد عبادت پرستشانه این است مقام انسان خیلی بالاتر از این است منحصر به علی ( ع ) نیست در دنیا زیاد هستند انسانهایی که واقعا میرسند به حدی که حافظ میگوید : در ضمیر ما نمیگنجد به غیر از دوست کس هر دو عالم را به دشمن ده که ما را دوست بس