فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٠
« الیهم فعل الخیرات » [١] . همان طور که در تفسیر المیزان استنباط
فرموده اند ، نمیگوید : « و اوحینا الیهم ان افعلوا الخیرات »که بشود
تکلیف تشریعی به اصطلاح ، بلکه میگوید : و اوحینا الیهم فعل الخیرات ما
خود کار خیر را در قلب مردم الهام و وحی کردیم قرآن میگوید ما به هر
بشری وحی فرستادیم اتفاقا یکی دیگر از اموری که عمومیت دارد وحی است .
همان طور که زیبایی و پرستش عمومیت دارند ، در منطق قرآن وحی هم
عمومیت دارد . آیا وحی منحصر است به آن شکل خاص از وحی که بر انبیاء
عظام میشود ؟ آن ، کاملترین درجه وحی است قرآن میگوید : ما به هر انسانی
وحی فرستاده ایم اما در همین حدود : « فالهمها فجورها و تقویها »[٢] ،
« اوحینا الیهم فعل الخیرات ». نه تنها به هر انسانی ، بلکه میگوید ما
به زنبور عسل هم وحی فرستادیم : « و اوحی ربک الی النحل »[٣] . نه
تنها به زنبور عسل و حیوانات ، بلکه به نباتات و جمادات هم وحی
فرستادیم : « و اوحی فی کل سماء امرها »[٤] . منتهی وحیی که به یک
انسان عادی میشود دیگر توسط جبرئیل انجام نمیشود ، شکل دیگری دارد مثل
نور است : نور پنج شمعی هم نور است ، نور خورشید عالمتاب هم نور است
ولی نور بالاخره نور است وحیی که بر پیغمبر اکرم نازل میشود مثل نور
خورشید عالمتاب است ، والهامی که به همه افراد انسان شده است مثل یک
چراغ چند شمعی . یک چنین چیزی .
اما آن نظریه ای که میگوید اخلاق از مقوله زیبایی است آیا درست
[١] سوره انبیاء آیه . ٧٣ [٢] سوره شمس ، آیه . ٨ [٣] سوره نحل ، آیه . ٦٨ [٤] سوره فصلت ، آیه . ١٢