فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٦
میگردی ؟ قادر به توضیح نیست ، اصلا فاقد ذهن است ، هنوز ذهنش از تصویرها و نقشها مزین نشده ، که اگر هم بتواند حرف بزند باز نمیتواند این مطلب را بیان بکند ، اما نا آگاهانه به سوی چیزی که وجود دارد میرود ، نا آگاهانه در جستجوی پستان مادر است تازه اینها در انسان خیلی ضعیف است ، در حیوانات قویتر است . در حیوانات و بالخصوص در حشرات این غرایز بسیار زیاد است در انسان هم در بسیاری از مسائل این مقدار غریزه است . حال معنای اینکه کارهای اخلاقی از مقوله پرستش است چیست ؟ گفتیم انسان به حسب فطرت کارهای اخلاقی را شریف و شرافتمندانه میداند با اینکه از خود گذشتگی است و با منطق طبیعی سازگار نیست و حتی با منطق عقل عملی به این معنا یعنی عقلی که به انسان میگوید خودت و منافع خود را باید حفظ بکنی سازگار نیست مع ذلک انسان این کارها را انجام میدهد و در این کارها یک نوع شرافت و عظمتی تشخیص میدهد ، علو و بزرگواری تشخیص میدهد ، حس میکند که با انجام این کارها خودش را بزرگوار میکند ، مثل ایثار ، از خود گذشتگی و انصاف دادن انصاف دادن مسئله عجیبی است انسان با رقیبی روبرو میشود ، مثلا پزشکی با پزشک دیگر پزشکی سابقه دار ، معروف و مشهور راجع به تشخیص یک بیماری اظهار نظر میکند یک پزشک جوان کم اسم و رسمی پیدا میشود ، او هم اظهار نظر میکند مردمی که آنجا حضور دارند وقتی دیدند دو نظر مخالف است ، هرگز نظر یک طبیب درجه اول معروف مشهور درس خوانده تجربه کرده را نمیگذارند نظر یک طبیب جوان را بگیرند اما خود آن طبیب میفهمد که نظر آن پزشک جوان درست است ، و