فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١١
ولی باز کوشش کرده یک تعریف ناقصی برای عدالت به دست بدهد . گفته : عدالت عبارت است از هماهنگی اجزاء با کل حتی عدالت اجتماعی را هم که تعریف میکند میگوید عدالت اجتماعی یعنی اینکه هر فردی هر مقدار که استعداد دارد ، کار بکند و به اندازه کار خودش پاداش بگیرد و تمام افراد باید این جور باشند اگر جامعه از چنین افرادی تشکیل شد آنوقت اجزاء این جامعه همه هماهنگ هستند نه اینکه یکی زیاد کار بکند و دیگری کم کار بکند و محصول کار اولی را به دومی بدهند ، یا یکی اساسا کار نکند و بعد محصول کار دیگران را به خودش اختصاص بدهد در این صورت علاوه بر اینکه افراد عادل نیستند ، جامعه هم عادل نیست جامعه که عادل نبود زیبا نیست ، و جامعه ای که عادل و زیبا نبود قابل بقا نیست او درباب عدالت چنین حرفی دارد و میگوید " اخلاق " یعنی دستگاه روحی انسان که مجموعه ای است از اندیشه ها ، تمایلات و خواسته ها ، اراده ها و تصمیمها ، اجزائش مثل یک اتومبیل با همدیگر تناسب داشته باشد ولی گفتیم خود تناسب را کسی نمیتواند بیان کند که فرمولش چیست همین قدر میگوید : تناسب و توازن و هماهنگی کامل میان عناصر روحی انسان در نظر او انسانی که دیگران او را در حد اعلی ستایش میکنند ، " انسان کامل " یعنی انسانی که در ناحیه روح در نهایت درجه زیبا است و همان طور که گفتیم زیبایی به همراه خودش جاذبه و کشش دارد ، عشق و طلب میآفریند ، حرکت میآفریند ، ستایش میآفریند ، چنانکه ما میبینیم یکی از خصوصیات علی علیه السلام آن عدل و توازن و هماهنگی کاملی است که در روح این انسان ملکوتی هست انسانی است که از قدیم او را انسان کامل الصفات و جامع الاضداد میشناسند .