اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٩ - تولّى و تبرّى در روايات اسلامى
و به خاطر خدا دشمن بدارد، به خاطر خدا ببخشد و به خاطر خدا خود دارى از بخشش كند، او از برگزيدگان خداست!» [١]
٦- در حديث ديگرى از امام علىّ بن الحسين عليه السلام مىخوانيم:
اذا جَمَعَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ الْأَوَّلينَ وَ الْآخِرينَ قامَ مُنادٍ فَنادى يُسْمِعُ الّناسَ فَيَقُولُ: ايْنَ الْمُتَحابُّونَ فِى اللَّهِ قالَ:
فَيَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النَّاسِ فَيُقالُ لَهُمْ اذْهَبُوا الَى الْجَنَّةِ بِغَيْرِ حِسابٍ قالَ: فَتَلَقَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ فَيَقُولُونَ الَى ايْنَ؟ فَيَقُولُونَ الَى الْجَنَّةِ بِغَيْرِ حِسابٍ! قالَ فَيَقُولُونَ فَاىُّ ضَرْبٍ انْتُمْ مِنَ النَّاسِ؟ فَيَقُولُونَ نَحْنُ الْمتَحابُّونَ فِى اللَّهِ، قالَ فَيَقُولُونَ وَاىُّ شَىءٍ كانَتْ اعْمالُكُمْ؟ قالُوا كُنَّا نُحِبّ فِى اللَّهِ وَ نُبْغِضُ فِى اللَّهِ، قالَ فَيَقُولُونَ نِعْمَ اجْرُ الْعامِلينَ!؛
هنگامى كه خداوند متعال اقوام اوّلين و آخرين را (در قيامت) جمع كند، ندا دهندهاى ندا مىدهد، به گونهاى كه به گوش همه مردم برسد، مىگويد كجا هستند آنهايى كه به خاطر خدا همديگر را دوست داشتند، فرمود در اين هنگام گروهى از مردم بر مىخيزند و به آنها گفته مىشود، بدون حساب به سوى بهشت برويد! فرمود: در اين موقع فرشتگان الهى از آنها استقبال مىكنند، مىگويند به كجا مىرويد؟ مىگويند: به بهشت بدون حساب! مىگويند شما از كدام گروه مردم هستيد؟
مىگويند ما كسانى هستيم كه به خاطر خدا يكديگر را دوست مىداشتيم، مىگويند، اعمال شما چه بود؟ مىگويند ما به خاطر خدا گروهى را دوست مىداشتيم و به خاطر خدا گروهى را دشمن مىداشتيم، فرشتگان مىگويند: چه خوب است پاداش عمل كنندگان!» [٢]
تعبير «نِعْمَ اجرُ الْعامِلِينَ» نشان مىدهد كه محبّت با اولياء اللَّه و دشمنى با اعداء اللَّه سرچشمه اعمال نيك و پرهيز از اعمال بد است.
٧- در حديث ديگرى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله چنين آمده است:
«انَّ حَولَ الْعَرْشِ مَنابِرٌ مِنْ نُورٍ عَلَيْها قومٌ لِباسُهُمْ وَ وُجُوهُهُمْ نُورٌ ليْسُوا بِأَنْبياءٍ يَغْبِطُهُمُ الأَنْبياءُ وَ الشُّهَداءُ قالُوا يا رَسُولَ اللَّه حَلِّ لَنا قالَ: هُمْ الْمُتَحابُّونَ فِى اللَّهِ وَ الْمُتَجالِسُونَ فِى اللَّهِ وَ الْمُتَزاوِرُونَ فِى اللَّهِ؛
در اطراف عرش الهى منبرهايى از نور است كه بر آنها گروهى هستند كه لباسها و صورتهايشان از نور است؛ آنها پيامبر نيستند ولى پيامبران و شهداء به حال آنها غبطه
[١]. بحار، جلد ٦٦، صفحه ٢٤٠، حديث ١٤
[٢]. همان مدرك، صفحه ٢٤٥، حديث ١٩- اصول كافى، جلد ٢، صفحه ١٢٦