اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣١ - ٤- اركان توبه
«وَالسَّادِسُ انْ تُذِيقَ الْجِسْمَ الَم الَطَّاعَةِ كَما أذَقْتَهُ حَلاوَةَ الْمَعْصِيَةِ فَعِنْدَ ذلِكَ تَقُولُ اسْتَغْفِرُ اللَّهَ؛
ششم آن كه به همان اندازه كه لذّت و شيرينى گناه را چشيدهاى درد و رنج طاعت را نيز بچشى، و پس از طىّ اين مراحل بگو استغفر اللّه!» [١]
همين معنى در روايت ديگرى از كميل بن زياد از اميرمؤمنان على عليه السلام نقل شده است كه عرضه مىدارد:
«يا امِيرَالْمُؤمِنيْنَ الْعَبْدُ يُصيبُ الذَّنْبَ فَيَسْتَغْفِرُاللَّهَ مِنْهُ فَما حَدُّ الْإِسْتِغْفارِ؟؛
اىاميرمؤمنان! انسانگناهى مىكند واز آناستغفار مىنمايد، حدّاستغفار چيست؟»
امام فرمود:
«يَا بْنَ زِيادٍ، التَّوبَةُ؛
اى كميل بن زياد! حدّ آن توبه است.»
كميل مىگويد:
«قُلْتُ بَسْ؛ [٢]
گفتم: همين كافى است!»
«قالَ: لا؛
فرمود: نه»
«قُلْتُ فَكَيْفَ؟؛
عرض كردم پس چگونه است؟»
«قالَ انَّ الْعَبْدَ اذا اصابَ دَنْباً يَقُولُ اسْتَغْفِرُ اللَّهَ بِالتَّحريكِ؛
فرمود: هنگامى كه انسان گناهى مرتكب مىشود، استغفار را به عنوان سرآغاز حركتى بر زبان جارى كند.»
«قُلْتُ وَ ماالتَّحريكُ؛
عرض كردم منظور از حركت چيست؟»
«قالَ: الشَّفَتانُ وَ اللِّسانُ يُرِيْدُ انْ يُتْبِعَ ذلِكَ بِالْحَقيقَةِ
؛ فرمود:: لبها و زبان به گردش در مىآيد و مقصودش اين است كه آن را با حقيقت هماهنگ سازد.»
«قُلْتُ وَمَا الْحَقيقَةُ
؟؛ عرض كردم حقيقت چيست؟»
«قالَ تَصْديقٌ فِىالْقَلْبِ، وَ اضْمارٌ انْ لايَعُودَ الَى الذَّنْبِ الذى اسْتَغْفَرَ مِنْهُ؛
فرمود:
منظور تصديقى است كه در دل (نسبت به قبح و زشتى گناه) حاصل شود و تصميم بگيرد كه هرگز به گناهى كه از آن استغفار كرده است باز گشت نكند.»
كميل مىگويد عرض كردم:
«فَاذا فَعَلَ ذلِكَ فَانَّهُ مِنَ الْمُستَغْفِرينَ؛
هنگامى اين كار را انجام دهد در زمره توبه كنندگان است؟»
«قالَ: لا؛
امام فرمود: نه»
كميل مىگويد گفتم:
«فَكَيْفَ ذاكَ؛
پس توبه حقيقى چگونه است؟»
[١]. نهج البلاغه، كلمات قصار، كلمه ٤١٧
[٢]. اين كلمه همان كلمه فارسى بس مىباشد