تاريخ حديث شيعه در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى - صفره، حسين - الصفحة ٢٧٩ - قرن سيزدهم
بحر العلوم. كتاب مبسوطى است و در ضمن الفوائد الرجاليةى مؤلّف، آمده است.[١]
١٠٥. رسالة فى الرجال، از محمّد صادق بن محمّد مهدى خوانسارى (م ١٢٥٥ ق)[٢].[٣]
١٠٦. تكملة نقد الرجال، از عبد النبى بن على بن احمد كاظمى (م ١٢٥٤ ق). مؤلّف، شاگرد سيّد عبد اللَّه شبّر است. اين كتاب، تكمله نقد الرجال تفرشى است و با تحقيق سيّد محمّد صادق بحر العلوم، توسّط مطبعة الآداب در نجف، در دو مجلّد، چاپ شده است.[٤]
١٠٧. رجال شيخ حسن بروجنى (م بعد از ١٢٥٧ ق). تعليقاتى بر مشيخه كتاب من لايحضره الفقيهاست كه در بردارنده تحقيقات بسيارى در احوال رجال حديث است و نگارنده در سال ١٢٥٧ ق، از نگارش آن، فراغت يافته است. نسخه آن به شماره ١٨٧٤ در كتابخانه مدرسه سپهسالار، موجود است.[٥]
١٠٨. رجال سيّد حسين حسينى خراسانى، از سيّد حسين حسينى خراسانى. مؤلّف در سال ١٢٥٨ ق، با خطّ خود، نسخهاى از نقد الرجال را استنساخ نمود و تعليقات خود را بر آن نگاشت. شيخ آقا بزرگ، اين تعليقات را با عنوان ياد شده، آورده است.[٦]
١٠٩. الرسائل الرجالية، از سيّد محمّد باقر بن محمّد تقى شفتى (حجّة الإسلام) (١١٧٥- ١٢٦٠ ق).[٧]
شامل رسالهها و يادداشتهاى تحقيقى ارزشمندى در رجال و
[١]. همان، ج ٢، ص ١٢٠؛ موسوعة طبقات الفقهاء، ج ١٣، ص ٥٨٦.
[٢]. وى فقيه و مجتهد شيعى است كه نزد عالمانى چون كاشف الغطاء و محمّد تقى ايوانكيفى درس خواند و بعد از پدرش( م ١٢٤٦ ق) به مرجعيت رسيد. ميان او و فتحعلى شاه و وزيران او، مراسلات بسيارى جريان داشت( تراجم الرجال، ج ٢، ص ٧٢٢ وج ٣، ص ٢٨٤؛ موسوعة طبقات الفقهاء، ج ١٣، ص ٥٩٦).
[٣]. موسوعة طبقات الفقهاء، ج ١٣، ص ٥٩٧.
[٤]. فهرست نسخ خطّى كتابخانه آية اللَّه مرعشى، ج ٢، ص ٤٠( ش ٤٣٨) و ج ٨، ص ١٢٥( ش ٢٩٣١) و ج ١٤، ص ٤١( ش ٥٢٤٤)؛ الذريعة، ج ٤، ص ٤١٧ و ج ١٠، ص ١٣٠.
[٥]. الذريعة، ج ١٠، ص ١٠٩( ش ٢٢٨).
[٦]. الذريعة، ج ١٠، ص ١١١( ش ٢٣٠).
[٧]. وى فقيه، اصولى، رجالى و از مراجع بزرگ شيعه بود كه در عراق نزد سيّد محمّد مهدى بحر العلوم، وحيد بهبهانى، سيّد على بن محمّد على صاحب رياض، شيخ جعفر كاشف الغطاء، سيّد محسن بن حسن اعرجى و سليمان بن معتوق عاملى، و در ايران، از محضر ميرزاى قمى و ملّا مهدى نراقى بهره جست، سپس در اصفهان اقامت گزيد و به تدريس و نشر احكام اسلامى پرداخت. وى شاگردان بسيارى تربيت نمود و در فقه، اصول، رجال و نحو، داراى تأليفات است( ريحانة الأدب، ج ٢، ص ٢٦؛ مكارم الآثار در احوال الرجال، ص ٥، ش ١٦١٤؛ أعيان الشيعة، ج ٩، ص ١٨٨؛ روضات الجنّات، ج ٢، ص ٩٩؛ موسوعة طبقات الفقهاء، ج ١٣، ص ٥٣٣).