تاريخ حديث شيعه در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى - صفره، حسين - الصفحة ١١٨ - ٣ - ٣ - ٢ تفاسير روايى
برخى محقّقان نيز از پارهاى روايات، چنين استفاده مىكنند كه پيامبر اكرم، بخشى از معانى آيات قرآن و تفسير آنها را از طريق وحى دريافت مىنمود. به عبارت ديگر، دو گونه وحى بر ايشان نازل مىشد: وحى قرآنى و وحى تفسيرى يا بيانى. يكى از روايات ناظر به اين معنا، اين روايت است:
أ يحسب أحدكم متكئا على أريكته قد يظن أن الله لم يحرم شيئا إلا ما فى هذا القرآن ألا و إنى وعظت و أمرت و نهيت عن اشياء أنها لمثل القرآن أو أكثر ....
[١]
آيا يكى از شما درحالى كه به تخت [خلافت] تكيه زده، از روى گمان مىگويد:
خداوند، جز آنچه در قرآن آمده است، چيزى را حرام نكرده است؟ بدانيد كه من، موعظه نمودم و امر كردم و از چيزهايى نهى كردم كه مثل آنهايى است كه در قرآن آمده يا بيشتر از آن است.
علّامه سيّد مرتضى عسكرى مىگويد: يك معناى سخن پيامبر صلى الله عليه و آله (أنّها لمثل القرآن)، اين است كه آن مواعظ و امر و نهىها را نيز از طريق وحى، دريافت نموده و در شرح احكام الهى، بيشتر از قرآن است.[٢]
بايد گفت: گرچه مواعظ و امر و نهىهاى رسول اكرم، در حكم وحى است و بر اساس نصّ قرآن كريم، پيامبر خدا، «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى»؛ ولى در اين روايت، ظاهراً تعبير «لمثل القرآن»، بيانگر حجم بيانات شريف نبوى است، نه دريافت آنها از طريق وحى و لفظ «أو اكثَر» هم مؤيّد اين نكته است.
به هر ترتيب، پيامبر اكرم، آيات قرآن را براى اصحاب، تفسير و تبيين مىنمود و محكم و متشابه، مجمل و مبيّن، ناسخ و منسوخ، و فروع احكام و جزئيات معارف قرآن را بيان مىكرد. برخى از اصحاب ايشان نيز بر اساس سخنان ايشان، به تفسير قرآن مىپرداختند.[٣]
البته امام على عليه السلام دست پرورده پيامبر صلى الله عليه و آله و باب شهر دانش آن
[١]. القرآن الكريم و روايات المدرستين، ج ١، ص ١٥٩( به نقل از: سنن أبى داوود، ج ٢، ص ٦٤).
[٢]. همان جا.
[٣]. تاريخ تفسير قرآن كريم، تهران: اسوه، ١٣٧٢ ش، اوّل.