تاريخ حديث شيعه در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى - صفره، حسين - الصفحة ٦٣ - وهابيگرى
جهت، چاره نديدند، مگر آن كه معجزات را يكسره انكار كنند تا كسى از آنها مطالبه معجزه نكند.[١]
وضعيت فرهنگى- اجتماعى اهل سنّت در سدههاى دوازدهم و سيزدهم
بررسى جامع اوضاع فرهنگى- اجتماعى اهل سنّت در اين دوره، به مجال و مقال ديگرى نياز دارد. از اين رو، در اين جا تنها به جريان فرهنگى مهمّى كه در قرن دوازدهم در ميان بخشى از اهل سنّت پديد آمد، يعنى جريان سلفيگرى و به تعبير ديگر، وهّابيگرى مىپردازيم.
وهّابيگرى
پيشينه پارهاى از عقايد اين فرقه، به قرن اوّل تا سوم هجرى بر مىگردد. امامت احمد بن محمّد حنبل (١٦٤- ٢٤١ ق) در عصر متوكّل عبّاسى، سبب شد تا عقايد اهل سنّت، تدوين شود و ديگر فرقههاى اهل حديث، تحليل بروند و حمايت حكومت از احمد، ديگر محدّثان را به ترك روش خود ناچار نمود و بر اثر كتمان، به تدريج، نابود شدند. بعد از آن، ابوالحسن اشعرى قَدَرى، به تعديل مكتب ابن حنبل پرداخت و جايگاه او را تضعيف نمود؛ ولى احمد بن تيميه حرّانى دمشقى (م ٧٢٨ ق) در قرن هشتم، دوباره مكتب احمد را مطرح كرد و سلفيگرى را مورد توجّه قرار داد.[٢]
ابن تيميه، احاديث تشبيه و تجسيم و جهت داشتن خدا را بار ديگر طرح نمود و فراتر از كار ابن حنبل، برخى از فروع دين را در اصول دين، وارد كرد. وى سفر براى زيارت رسول خدا را بدعت و حرام شمرد و هر نوع توسّل به پيشوايان اسلام و اولياى الهى را شرك و مخالف با اصل توحيد دانست. همچنين بوسيدن سنگ قبر
[١]. كشف اسرار، ص ٥٦.
[٢]. فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى، ص ٢٤٣- ٢٥٠.