تاريخ حديث شيعه در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى - صفره، حسين - الصفحة ١٠٢ - ٢ آداب
محدوده زندگى حيوانى فراتر بگذارند و در عالم معنويت به طَيَران در آيند؛ چه اين كه، سرگرمى به خور و خواب و خشم و شهوت، و به فراتر از آنها نپرداختن، سبب مىشود كه انسان، در وجه مشترك با حيوان، اسير بماند و به شَغَب و جهل و ظلمت، گرفتار آيد و از كمالات انسانى و بهشت الهى محروم شده، سزاوار آتش گردد.
إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصلِحتِ جَنتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهرُ وَ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَتَمَتَّعُونَ وَ يَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعمُ وَ النَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ.[١]
خداوند، كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند، در باغ هايى كه زير [درختان] آنها نهرها روان است، در مىآورد، حال آن كه كسانى كه كافر شدهاند، [در ظاهر] بهره مىبرند و همان گونه كه چارپايان مىخورند، مىخورند، و جايگاه آنان، آتش است.
پيامبر اكرم و ائمه اطهار نيز در راستاى آموزشهاى قرآنى به بيدارى عقلها و فطرتهاى دست نخورده انسانها پرداختهاند و همان طور كه به بيان احكام فرعى اسلام، توجّه داشتهاند، زمينه ايمان و اعتقاد به اصول دين را در آنان، فراهم كرده و معارف الهى را براى انسانهاى حقيقت جو، بيان نمودهاند. بخش اصول كتاب الكافى و قسمتهاى بسيارى از بحار الأنوار و ديگر كتابهاى حديث، شاهد اين مطلب است.
٢. آداب
علّامه سيد محمّد حسين طباطبايى، در تعريف ادب مىگويد:
بنا بر آنچه از معناى آن (ادب) استفاده مىشود، هيئت زيبا و پسنديدهاى است كه طبع و سليقه چنين سزاوار مىداند كه عمل انسان بر طبق آن هيئت انجام شود؛ چه آن عمل، مشروع دينى باشد (مانند دعا و امثال آن)، چه مشروع عقلى باشد (مانند ديدار دوستان). به عبارت ديگر، ادب، عبارت است از ظرافت عمل و
[١]. محمّد، آيه ١٢.