تاريخ حديث شيعه در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى - صفره، حسين - الصفحة ٦٩ - ٢ مسئله توسل
از جمله آيات قرآن كه در ردّ عقيده وهّابيان مبنى بر شرك بودن توسّل به اوليا و امامان عليهم السلام صراحت دارد، آيات مربوط به پسران خطاكار حضرت يعقوب عليه السلام است، آن جا كه مىفرمايد:
قالُوا يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِينَ قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ.[١]
[برادران يوسف] گفتند: اى پدر! براى گناهان ما آمرزش بخواه كه ما خطاكار بوديم. گفت: به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مىخواهم، كه او همانا آمرزنده مهربان است.
برادران يوسف، بعد از پشيمانى از كردار بد خود، به پدرشان متوسّل شدند و او را وسيله آمرزش به درگاه خدا قرار دادند. يعقوب عليه السلام نيز در پاسخ آنان نفرمود: «شما خطاى ديگرى مرتكب شديد و با توسّل به من و طلب شفاعت از من، مشرك شديد، برويد و خودتان از خدا آمرزش بخواهيد»؛ بلكه خواسته آنان را پذيرفت و با تصريح به آمرزنده و مهربان بودن خدا، اميد به قبول شفاعت را نيز در آنان ايجاد كرد.[٢]
همچنين، روايت شده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله بر سرِ چاهى كه كشتگان بدر را در آن افكنده بودند، آمد و خطاب به آنان، آيه «أَنْ قَدْ وَجَدْنا ما وَعَدَنا رَبُّنا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا؟»[٣]
را تلاوت كرد. كسى به ايشان گفت: آيا مردگان را مىخوانى؟ فرمود:
«تو از آنان، شنواتر نيستى، ولى پاسخ نمىدهند».[٤]
عمر بن خطّاب نيز مىگويد: رسول خدا فرمود: «وقتى آدم، آن خطا را مرتكب شد، گفت:" يا رب أسألك بحقّ محمّد لمّا غفرت لى" ...».[٥]
[١]. يوسف، آيه ٩٧- ٩٨.
[٢]. رك: المصباح المنير، ص ٣٠.
[٣]. اعراف، آيه ٤٤.
[٤]. صحيح البخارى، ج ٤، ص ١٤٦١، ح ٣٧٥٧.
[٥]. دلائل النبوة، للبيهقى، ج ٥، ص ٤٨٩.