تاريخ حديث شيعه در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى - صفره، حسين - الصفحة ٧١ - الف جمع احاديث جعلى
واحد ظنّى است و در برابر اخبار متواتر، قطعاً اعتبار ندارد. ثانياً قبل از نسخ حكم زيارت قبور بوده است.[١]
وضعيت حديث اهل سنّت در سدههاى دوازدهم و سيزدهم
چنان كه آثار و تأليفات دانشمندان اهل سنّت نشان مىدهد، عمده فعاليتها در تدوين كتب حديث (اعم از: صحيح و مسند و ...)، مربوط به دوره متقدّمان اهل سنّت است و پس از قرن سوم، بيشتر به كار بر روى آثار حديثى پيش از آن مىپردازند و در جهت ملحق كردن جوامع حديثى به يكديگر و تدوين جوامع بزرگتر، نگارش شرح بر صحاح و مسانيد، ترتيب و تهذيب كتب حديث، گام بر مىدارند و يا به تأليف در زمينه علوم حديث (اعم از: رجال و جرح و تعديل و كتب ثقات و ...) مىپردازند. البته اين آثار هم به طور عمده تا قرن دهم تدوين شده است و در قرون بعدى، جز آثار اندكى كه در گوشه و كنار تدوين گرديده، كار قابل ملاحظهاى انجام نشده است. اين آثار در محورهاى زير پديد آمده است:
الف. جمع احاديث جعلى
تاريخ حديث در ميان اهل سنّت، وضعيت ويژه خود را دارد. از طرفى، بيش از يك قرن منع نگارش و نقل در صدر اسلام را پشت سر گذاشته است و از سوى ديگر، دستگاه حكومت خلفاى بعدى، بخصوص بنى اميّه، در جعل حديث و نشر اكاذيب براى نفى فضايل اهل بيت عليهم السلام، تلاش بسيار كردند.[٢]
از اين رو، شناخت احاديث «موضوع» و جمع آورى آنها در يك كتاب، توسّط برخى عالمان سنّى مورد توجّه قرار گرفته است. از جمله اين آثار است:
[١]. رك: البراهين الجليّة فى رفع تشكيكات الوّهابية.
[٢]. شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديد، ج ١١، ص ٤٤- ٤٦ و ج ٤، ص ٦٨.