تاريخ حديث شيعه در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى - صفره، حسين - الصفحة ١١٩ - ٣ - ٣ - ٢ تفاسير روايى
حضرت بوده و جايگاه خاصّ خود را دارد و ديگر صحابيان، با ايشان، قابل مقايسه نيستند. ساير امامان معصوم عليهم السلام نيز هر يك به اقتضاى زمان خويش، در باب تفسير آيات قرآن كريم، تلاشهاى فراوان نمودند و شاگردانشان نيز در ثبت و ضبط بيانات تفسيرى آنان، كوشش بسيار كردهاند كه حاصل آن، به صورت روايات تفسيرى در كتب تفسير روايى و جوامع حديثى در دسترس مردم قرار دارد.
دانشمندان شيعه نيز در دورههاى مختلف، نسبت به گردآورى و تدوين اين روايات، توجّه ويژهاى داشتهاند و در هر دوره، كتاب هايى در اين زمينه، نگاشته شده است. دو قرن دوازدهم و سيزدهم كه موضوع بحث اين جستار است، نيز از اين نكته، مستثنا نيست و ما شاهد تأليف كتابهاى ارزشمندى در باب تفسير روايى هستيم كه اينك در اين مجال، بدانها اشاره مىشود:
١. نور الثقلين، از عبد على بن جمعه عروسى حويزى (م ١١١٢ ق). مؤلّف، فقيه و محدّث بزرگ شيعه، همعصر علّامه، شيخ حرّ عاملى و سيّد هاشم بحرانى و از استادان سيد نعمة اللَّه جزايرى در شيراز بوده است. وى، مشرب اخبارى داشته، در شيراز ساكن بوده و در آن جا به تدريس مشغول بوده است. وى به سال ١١١٢ ق، در بصره درگذشت. در تفسير ارزشمند نور الثقلين، تنها از كتب معتبر شيعه، حديث نقل شده و نام مأخذ، در ابتداى هر حديث، آمده و برخى احاديث نيز تقطيع شده است.
در بيشتر موارد، از زنجيره سند، به اختصار ياد شده است. مؤلّف در برخورد با اخبار متعارض، اظهار نظر نمىكند و تحقيق را به عهده خواننده مىگذارد.[١]
٢. المعين فى تفسير الكتاب المبين، از نور الدين محمّد بن شاه مرتضى كاشانى (اخبارى) (م ١١١٥ ق). اين كتاب، برگرفته از احاديث است و بيشتر به تفسير الصافى فيض، ارجاع داده است.[٢]
اين تفسير با تحقيق آقاى حسين درگاهى، توسّط انتشارات
[١]. تفسير شيعه و مفسران آن، ص ٢٣٩.
[٢]. فهرست نسخ خطّى كتابخانه آية اللَّه مرعشى، ج ١٦، ص ٣٤٣( ش ٦٣٨٥).