تاريخ حديث شيعه در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى - صفره، حسين - الصفحة ٢٢١ - قرن سيزدهم
در آخر كتابش خلاصة الأخبار ذكر كرده است.[١]
٩٩. شرح حديث البساط، از محمود بن محمّد على كرمانشاهى (١٢٠٠- ١٢٧١ ق)[٢].[٣]
١٠٠. شرح حديث «حسينٌ مِنَّى وَ أنَا مِنْ حسَيْن»، از سيّد محمّد بن دلدار على نقوى (م ١٢٨٤ ق) كه به فارسى است و به چاپ رسيده است.[٤]
١٠١. التحفة الناصرية، از شمس المعالى محمّد حسين مشهدى (م بعد از ١٢٨٦ ق).[٥]
در شرح و توجيه احاديثى است كه درباره طينت انسانها وارد شده و مورد اختلاف دانشمندان كلام است.[٦]
١٠٢. طباشير الحكمة (التحفة الناصرية)، از ميرزا بابا ذهبى (م ١٢٨٦ ق). شرحى است بر حديث خلقت نور پيامبر اكرم، كه در سال ١٣١٩ ش، در شيراز و در ١٣٩٣ ق، در تبريز به چاپ رسيده است.[٧]
١٠٣. غفوريه، از سيّد يحيى بن محسن موسوى (م بعد از ١٢٨٦ ق) كه شرحى بر حديث «ليس من إمام يمضى الّا و أوتى من بعد مثل ما أوتى الأول و زيادة خمسة أجزاء» از امام
[١]. الذريعة، ج ١٣، ص ١٩٩( ش ٦٩٧).
[٢]. وى، فقيه و عارف شيعى است كه در علوم مختلف، دست داشت. او در كرمانشاه به دنيا آمد و نزد پدرش و كاشف الغطاء و صاحب رياض درس خواند و علوم عقلى را نيز از شيخ محمّد بيد آبادى فرا گرفت. سپس در تهران، اقامت گزيد و تا پايان عمر آن جا ماند. كتاب فى الرجال و مفتاح النجاة فى شرح دعاء السمات نيز از اوست( مصفّى المقال، ص ٤٥١؛ الكنى والألقاب، ج ٢، ص ١١٠؛ أعيان الشيعة، ج ١٠، ص ١١٠؛ موسوعة طبقات الفقهاء، ج ١٣، ص ٦٥٢؛ چهل سال تاريخ ايران، ص ٢٠٥).
[٣]. الذريعة، ج ١٣، ص ١٩٢.
[٤]. همان، ص ١٩٦.
[٥]. عالمى جليل القدر است كه در معقول و منقول، اطّلاعات وسيعى داشت. پدرانش، از جمله ميرزا جعفر، بانىمدرسهاى به نام خودش در مشهد مقدّس، از اهل فضل بودند. تأليفات او در علوم مختلف، متعدّد است( تراجم الرجال، ج ٢، ص ١٢٣ و ج ٣، ص ١٨٥).
[٦]. فهرست نسخ خطّى كتابخانه آية اللَّه مرعشى، ج ١٨، ص ٤٦( ش ٦٨٥٥).
[٧]. موسوعة مؤلفى الإمامية، ج ٢، ص ٦٠٠.