تاريخ حديث شيعه در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى - صفره، حسين - الصفحة ٢١٨ - قرن سيزدهم
رسيده است.[١]
٧٨. حاشيه بر حديث العلوى، از على بن جمشيد نورى. اين حاشيه در سال ١٣١٩ ق، ضمن غنائم الأيام، در تهران چاپ شده است.[٢]
٧٩. شرح حديث «مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ ربَّه»، از سيّد صدر الدين بن محمّد باقر موسوى كاشف دزفولى (م ١٢٥٦ ق).[٣]
٨٠. الأنوار الجليلة فى كشف أسرار الحقائق العلوية، از عبد اللَّه بن خانبابا زُنوزى (مدرسّ) (م بعد از ١٢٥٧ ق).[٤]
شرحى فلسفى- عرفانى و مفصّل بر «حديث حقيقت» كميل است كه از امام على عليه السلام روايت شده است.[٥]
اين اثر با تحقيق سيّد جلال الدين آشتيانى در سال ١٣٥٤ ش، در تهران، چاپ شده است.
٨١. شرح حديث «هل رأيت رجلًا»، از عبد اللَّه خانبابا زُنوزى (مدرّس).[٦]
٨٢. شرح جمله «الهى هب لى كمال الانقطاع اليك ...»، از عبد اللَّه خانبابا زنوزى (مدرّس) كه شرحى به روش عرفا و صوفيه است.[٧]
٨٣. شرح حديث «رأس جالوت»، از محمّد بن محمّد حسن مشهدى (م ١٢٥٧ ق).[٨]
٨٤. شرح الأحاديث الخمسة، از محمّد مهدى بن محمّد شفيع استرآبادى
[١]. فهرست نسخ خطّى كتابخانه آية اللَّه مرعشى، ج ١٠، ص ٢٢٣( ش ٣٨٤٠٩)؛ فهرست نسخ خطّى كتابخانه مجلس شوراى اسلامى،( ش ١٧١٩)؛ ميراث حديث شيعه دفتر سوم، ص ١٥٠- ١٦٠).
[٢]. معجم المطبوعات العربية فى ايران، ص ٢٩١.
[٣]. الذريعة، ج ١٣، ص ٢٠٨.
[٤]. وى، اهل علم و حكمت و عرفان و شاگرد ملّا على بن جمشيد نورى بود.( طبقات أعلام الشيعة، ج ٦، ص ٧٦٥؛ فهرس التراث، ج ٢، ص ١٣٥).
[٥]. فهرست نسخ خطّى كتابخانه مجلس شوراى اسلامى، ج ٣٥، ص ٣٧٠( ش ١٢٤١٥)؛ فهرست نسخ خطّىكتابخانه آية اللَّه مرعشى، ج ٤، ص ٣٠١( ش ١٤٩٦)؛ الذريعة، ج ٢، ص ٤٢٥، ج ١٣، ص ١٩٧.
[٦]. فهرست نسخ خطّى كتابخانه آية اللَّه مرعشى، ج ٢٣، ص ١٩٧( ش ٩٠٤١).
[٧]. همان، ج ١٨، ص ٣٣( ش ٦٨٣٩).
[٨]. ميراث حديث شيعه، دفتر دوم، ص ٢٣٥؛ فهرست نسخههاى خطّى كتابخانه وزيرى يزد، ج ٣، ص ٩٣٤.