تاريخ حديث شيعه در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى - صفره، حسين - الصفحة ٢١٧ - قرن سيزدهم
٧٤. أجوبة مسائل من اصفهان، پاسخ پرسش هايى است كه از اصفهان درباره معناى برخى از روايتهاى مشكل از مؤلّف شده است. اين مجموعه با عنوان: «الإصفهانية» در ضمن جوامع الكلم، چاپ شده است.[١]
٧٥. شرح حديث «جسد الميّت ... طينته»، از احمد بن مهدى نراقى (١١٨٥- ١٢٤٥ ق)[٢].[٣]
٧٦. شرح الأحاديث المشكلة (البدر الباهر)، از محمّد على بن محمّد باقر هزار جريبى (١١٨٨- ١٢٤٥ ق).[٤]
اين كتاب، در تفسير آيات و قصص و بعضى از احاديث مشكل است.[٥]
٧٧. شرحان لحديث «هل رأيت رجلًا»، از على بن جمشيد نورى (م ١٢٤٦ ق).[٦]
اين دو شرح با تحقيق آقاى حامد ناجى اصفهانى در ميراث حديث شيعه به چاپ
[١]. الذريعة، ج ٢، ص ١٢٤.
[٢]. وى، فقيه، اصولى، مجتهد، شاعر و جامع بيشتر علوم بود و در نراق كاشان به دنيا آمد. نزد پدرش، سيّد محمّد مهدى بحر العلوم، شيخ جعفر كاشف الغطاء، سيّد محمّد مهدى شهرستانى و ... درس خواند. پس از وفات پدرش، مرجعيت دينى را بر عهده گرفت و آثار بسيارى در فقه و اصول و ... دارد. رسالة الاجازات نيز از اوست( روضات الجنّات، ج ١، ص ٩٥؛ أعيان الشيعة، ج ٣، ص ١٨٣؛ موسوعة طبقات الفقهاء، ج ١٣، ص ١١٥).
[٣]. الذريعة، ج ١٣، ص ١٩٥.
[٤]. وى، فقيه، اصولى و آگاه به تفسير و رجال است كه نزد سيّد محمّد مهدى بحر العلوم و شيخ جعفر كاشفالغطاء در نجف و نزد ميرزاى قمّى در قم، درس خواند و از وى، اجازه دريافت نمود. وى سپس به اصفهان رفت و در آن جا به تدريس و افتا پرداخت تا اين كه فقيه مطلق گرديد. وى در قمشه، نداى حق را لبّيك گفت. وى از ملّا احمد بن مهدى نراقى و سيّد محمّد جواد بن محمّد عاملى نيز روايت مىكند. السراج المنير فى الفوائد الرجالية از اوست.( أعيان الشيعة، ج ١٠، ص ٢٦؛ روضات الجنّات، ج ٧، ص ١٥٣؛ موسوعة طبقات الفقهاء، ج ١٣، ص ٦١٦).
[٥]. الذريعة، ج ١٣، ص ٤٤.
[٦]. از او به عنوان احياگر حكمت متعاليه در قرن سيزدهم، ياد مىشود. به بررسى و شرح احاديث اهل بيت عليهم السلام توجّه ويژه داشت. آقا محمّد بيد آبادى و ميرزا ابو القاسم مدرّس، از استادان او، و حاج ملّا هادى سبزوارى و ملّا عبد اللَّه نورى، جزو شاگردان او هستند( ريحانة الأدب، ج ٦، ص ٢٦١؛ روضات الجنّات، ج ٤، ص ٤٠٨؛ ميراث، دفتر سوم، ص ١٤٢).