حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧
فصل ششم : هجرت پيامبر
٦ / ١
هجرت به مدينه
قرآن
«و بر آنچه مى گويند ، شكيبا باش و از آنان با دورى گزيدنى خوش ، فاصله بگير» .
حديث
٢٢٠٥.بحار الأنوار : هجرت [پيامبر صلى الله عليه و آله به مدينه] در سال چهاردهم بعثت صورت گرفت و مصادف بود با سى و چهارمين سال سلطنت خسرو پرويز و نهمين سال فرمان روايى هِرَقل (امپراتور روم) ، و اوّل اين سال محرّم است . پيامبر خدا در مكّه بود و آن جا را ترك نكرده بود ؛ امّا عدّه اى از مسلمانان در ماه ذى حجّه بيرون رفته بودند . محمّد بن كعب قُرَظى مى گويد : قريش بر درِ خانه پيامبر جمع شدند و گفتند : محمّد مى گويد كه اگر شما با او بيعت كنيد ، بر عرب و عجم ، فرمان روا خواهيد شد و بعد از مرگ هم ، دوباره زنده مى شويد و براى شما باغ ها و جنّت هايى چون باغ هاى اين جهان خواهد بود و اگر بيعت نكنيد ، به دست او كشته خواهيد شد و بعد از مرگ هم زنده خواهيد شد و در آتش سوزان خواهيد سوخت . در اين هنگام ، پيامبر خدا از خانه بيرون آمد و مشتى خاك برداشت و فرمود : «آرى . من اين سخنان را مى گويم» . سپس مشت خاك را روى سر آنان پاشيد و اين آيات را تلاوت فرمود : «يس» تا آيه «و پيشِ روىِ آنان ، سدّى نهاديم و پشتِ سرشان نيز سدّى . پس آنان را پوشانديم . لذا نمى بينند» . تمام كسانى كه از آن خاك روى سرشان ريخته شد ، در جنگ بدر ، كشته شدند . پيامبر صلى الله عليه و آله سپس به راه افتاد و رفت . در اين هنگام ، شخصى كه با آن عدّه نبود ، آمد و گفت : در اين جا منتظر كه هستيد؟ گفتند : محمّد . گفت : به خدا سوگند كه محمّد ، از كنار شما عبور كرد و بر سرِ همه شما خاك ريخت و در پى كار خود رفت . هريك از آن عدّه ، دست خود را روى سرش گذاشت ، ديد خاكى است . چون به درون خانه پيامبر صلى الله عليه و آله سرك كشيدند ، ديدند على عليه السلام در بستر است و قطيفه پيامبر خدا را روى خود كشيده است . گفتند : او محمّد است كه خوابيده و قطيفه اش روى اوست . آنان ، همچنان بر درِ منزل پيامبر صلى الله عليه و آله بودند تا اين كه صبح شد و على عليه السلام از بستر برخاست . گفتند : به خدا سوگند ، آن مرد به ما راست گفته بود .