حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٩
حديث
٢٥٨٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در سفارش به ابن مسعود ـ: اى پسر مسعود! هر آنچه را چشمت ديد و دلت هوس كرد ، براى خدا قرار بده كه اين ، تجارت (سوداگرىِ) آخرت است ؛ چرا كه خداوند مى فرمايد : «آنچه نزد شماست ،رفتنى است و آنچه نزد خداست ، ماندنى است» .
٢٥٨٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نزد خداوند ، چيزى خوش تر از بوى دهان روزه دارى نيست كه به خاطر خداى پروردگار جهانيان ، از خوردن و آشاميدن ، خوددارى ورزيده و خدا را بر ماسِواى او برگزيده و آخرتش را به دنيايش خريده است . پس اگر مى توانى كارى كنى كه وقتى مرگْ تو را در مى رسد ، گرسنه باشى و جگرت تشنه باشد ، چنين كن ؛ زيرا با اين كار ، به عالى ترين منازل مى رسى و با نيكان و شهيدان و شايستگان ، همنشين مى شوى .
٢٥٨٤.مكارم الأخلاق : ابن مسعود [به پيامبر خدا] گفت : پدر و مادرم به فدايت ، اى پيامبر خدا! چگونه تجارت آخرت كنم؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «هرگز زبانت را از ياد خدا رها نساز ، يعنى اين كه [پيوسته ]بگويى : سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه و اللّه أكبر . اين است تجارت سودآور . خداى متعال مى فرمايد : «به تجارتى اميد بسته اند كه هرگز كساد نمى شود ، تا [خداوند] مُزدهاى آنان را به تمام و كمال ، به آنان بدهد و از فضل خويش، بر آنان بيفزايد» » .
٢٥٨٥.مسند ابن حنبل ـ به نقل از اَنَس ـ: مردى گفت : اى پيامبر خدا! فلانى درخت خرمايى [در باغ من] دارد و من مى خواهم باغم را با آن ، ديواربندى كنم . دستور دهيد درختش را به من بدهد تا با آن ، باغم را ديواربندى كنم . پيامبر صلى الله عليه و آله به صاحب نخل فرمود : «نخلت را در ازاى نخلى در بهشت ، به او بده» . امّا آن مرد نپذيرفت . سپس ابو دَحداح به نزد او آمد و گفت : نخلت را به باغ خرمايم بفروش . مرد فروخت . پس ابو دحداح نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : من آن نخل را به [بهاى ]باغم خريدم . آن نخل را به آن مرد (صاحب باغ) بدهيد ؛ زيرا من آن را به شما [هديه] مى دهم . پيامبر خدا چند بار فرمود : «چه بسيار خُرما بُن هايى كه در بهشت ، از آنِ ابو دحداح شد!» . آن گاه ، ابو دَحداح نزد همسرش [در باغ] رفت و به او گفت : اى امّ دحداح! از اين باغ برو بيرون ؛ كه من آن را در برابر نخلى در بهشت ، فروختم . همسرش نيز گفت : [اين] معامله سود كرد! يا جمله اى شبيه اين گفت [كه نشان مى داد از معامله همسرش راضى است] .