حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤٩
نظريه چهارم : خلفاى بنى اميّه
خطابى و ابن جوزى گفته اند : مقصود پيامبر از خلفاى دوازده گانه ، افراد بنى اميّه هستند . اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله مربوط به زمان ايشان هستند و مشمول عنوان «خلفاى دوازده گانه» نيستند . بنابر اين ، خلفاى اربعه ، معاويه و مروان بن حَكَم ، از اين گروه ، خارج مى شوند و دوازده نفر ، باقى خواهند ماند . [١] براى روشن شدن سخن اين دو نفر ، اين نكته را بايد ذكر كنيم كه حاكمان اُمَوى پانزده نفر بوده اند كه دوران حكومت آنان ، سيزده سال پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله آغاز شده است (اوّلين حاكم اُموى ، عثمان بود كه در اواخر سال ٢٣ هجرى به خلافت رسيد) . اين دو نفر براى رفع مشكل تعداد افراد بنى اميّه و زمان حكومت آنان ، اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله را به پيامبر خدا ملحق نموده ، شايسته عنوان «خليفةُ النّبى» ندانسته اند . در نتيجه ، دوران خلفاى اربعه ، معاويه و مروان بن حكم ـ كه صحابى محسوب مى شوند ـ ، از اين حكم ، خارج شده است و دوازده نفر از بنى اُميّه باقى مانده اند . گفتنى است كه ابن جوزى ، در ابتداى سخن خويش گفته است كه دستيابى به مدلول اصلى سخن پيامبر صلى الله عليه و آله و فهم آن ، ممكن نيست . [٢]
نقد نظريه چهارم
١ . خلفاى چهارگانه ، از عنوان «دوازده خليفه» خارج شده اند و هيچ استدلالى بر آن ، ارائه نشده است . ٢ . در متون اهل سنّت ، دوران خلافت پيامبر صلى الله عليه و آله تا سى سال پس از ايشان دانسته
[١] . ر . ك : فتح البارى : ج ١٣ ص ٢١٢ .[٢] . ر .ك : فتح البارى : ج ١٣ ص ٢١٢ .