حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٤
است و بس . حال آن كه مردم را فرمان روايى بايد ، خواه نيكوكار و خواه بدكار ، كه مؤمن در سايه حكومت او ، به كار خود بپردازد و كافر از زندگىِ خود لذّت ببرد ، تا زمانِ هر يك به سر آيد و حقّ بيت المالِ مسلمانان گرد آورده شود و با دشمن ، پيكار كنند و راه ها امن گردند و حقّ ضعيف را از قوى بستانند و نيكوكار بياسايد و از شرِّ بدكار ، آسودگى حاصل شود . يعنى شعارِ «لا حُكمَ إلّا للّه ِ» ، سخن درستى است ؛ ولى آنان ، هدف نادرستى را با آن دنبال مى كنند و آن ، بر هم زدن نظام جامعه اسلامى است . هدف واقعىِ آنها از اين شعار ، اين است كه با حذف رهبرىِ سياسى، اتّحاد جامعه اسلامى را بر هم بزنند ، در صورتى كه حفظ نظام ، در هر حال ، ضرورى است . إنَّ هؤُلاءِ قَد تَمالَؤوا عَلى سَخطَةِ إمارَتى، وسَأَصبِرُ ما لَم أخَف عَلى جَماعَتِكُم، فَإِنَّهُم إن تَمَّموا عَلى فَيالَةِ هذَا الرَّأىِ انقَطَعَ نِظامُ المُسلِمينَ . [١] آنان ، به جهت ناخشنودى از حكومت من ، گرد هم آمده اند . من تا زمانى كه نگران اتّحاد شما نباشم ، شكيبايى مى كنم ؛ زيرا اگر آنها اين فكر بى مايه را به سرانجام برسانند ، نظام مسلمانان بر هم مى خورد . گفتنى است كه انديشه خوارج درباره عدم نياز جامعه به رهبرىِ سياسى ، تنها در ميان فرقه اى از آنها ، آن هم براى مدّت كوتاهى در تاريخ اسلام تداوم يافت . تفتازانى ، پس از نقل آراى اشاعره و معتزله و پيروان اهل بيت عليهم السلام درباره وجوب نصب امام و چگونگى آن ، مى گويد : گروهى از خوارج به نام «نجدات» ـ كه پيروان نجدة بن عويمر بوده اند ـ بر اين عقيده اند كه اساسا نصب امام ، واجب نيست . ابو بكر اصمّ معتزلى نيز مى گويد : «نصب امام ، هنگامى كه عدل و انصاف برپا باشد ، واجب نيست ؛
[١] ر . ك : دانش نامه ميزان الحكمه : ج ٦ ص ٥٧ ح ٣٢٧٢ ، ٣٢٧٣ و ص ٦١ ح ٣٢٧٧ .[٢] ر . ك : دانش نامه ميزان الحكمة : ج ٦ ص ٦٣ (حكمت سياسى / جلوگيرى از هرج و مرج) .[٣] . نهج البلاغة : خطبه ٤٠ ؛ السنن الكبرى : ج ٨ ص ٣١٩ ح ١٦٧٦٤ .[٤] نهج البلاغة : خطبه ١٦٩ ، بحار الأنوار : ج ٣٢ ص ٨١ ح ٥٣ .[٥] ر . ك : شرح المقاصد : ج ٥ ص ٢٣٦ .[٦] . الفصل فى الملل و الأهواء و النحل : ج ٤ ص ٨٧ .[٧] شرح نهج البلاغة : ج ٢ ص ٣٠٨ .