حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠٣
٣٠٤٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ مؤمنى نيست، مگر آن كه من در دنيا و آخرت به او سزاوارترم . اگر خواستيد ، بخوانيد : «پيامبر به مؤمنان، از خود آنان سزاوارتر است» . پس ، هر مؤمنى بميرد و مالى برجاى بگذارَد، بازماندگان او ، هر كه باشند ، وارث آن اند ، و هر كس بدهى يا عائله اى برجاى گذارْد، نزد من آيد ؛ زيرا من، سرپرست او هستم .
٣٠٤٦.مسند ابن حنبل ـ به نقل از ابو هُرَيره ـ: پيامبر خدا، هر گاه بر جنازه اى حاضر مى شد ، مى پرسيد : «آيا اين ميّتِ شما بدهى داشته است؟» . اگر مى گفتند : آرى، مى فرمود : «آيا پرداخت كرده است ؟» . اگر مى گفتند : «آرى» ، بر او نماز مى خواند و اگر مى گفتند : خير ، مى فرمود : «خود بر مُرده تان نماز بخوانيد» . امّا پس از آن كه خداوند عز و جل فتوحات را نصيب ايشان كرد ، فرمود : «من به مؤمنان از خودشان صاحب اختيارترم . پس ، هر كس بدهى برجاى گذارَد، برعهده من است و هر كس مالى برجاى گذارْد، از آنِ وارثان اوست» .
٣٠٤٧.امام صادق عليه السلام : پيامبر خدا فرمود : «هر مؤمن يا مسلمانى بميرد و قرضى داشته باشد، به شرط آن كه از بابت فساد يا اسراف نباشد، بر پيشواست كه آن را بپردازد و اگر نپردازد، گناهش به گردن اوست . خداوند ـ تبارك و تعالى ـ مى فرمايد : «صدقات، در حقيقت ، از آنِ فقيران و مستمندان است» تا آخر آيه . چنين كسى از جمله بدهكاران [١] است و نزد پيشوا، سهمى دارد ، و اگر آن را نگه دارد، گناهش بر اوست .
٣٠٤٨.امام صادق عليه السلام : هر كس از مردى پولى طلبكار باشد كه از او قرض گرفته؛ امّا آن را به اسراف يا در راه گناه خرج نكرده باشد و بدهكار نتواند آن را به او برگردانَد ، صاحب مال بايد به وى مهلت دهد تا آن كه خداوند، او را گشايش دهد و بدهى اش را پرداخت كند ، و اگر پيشواى دادگر روى كار باشد، برعهده اوست كه بدهى وى را بپردازد ؛ زيرا پيامبر خدا فرموده است : «هر كس مالى از خود برجاى گذارد، از آنِ وارثان اوست و هر كس بدهى يا عائله اى برجاى گذارد، بر پيشواست آنچه را پيامبر، ضمانتش كرده است» .
[١] . كلمه «غارمين (بدهكاران)» بعد از فقيران و مستمندان در آيه شريف آمده است .