حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٣
٩ / ٦
آنچه درباره امام على و يازده تن از فرزندان او روايت شده است
٣٠٩٤.امام حسين عليه السلام : مردى خدمت او (يعنى امير مؤمنان) آمد و گفت : اى ابو الحسن! تو را امير مؤمنان مى خوانند . چه كسى تو را بر ايشان، امير كرده است؟ فرمود : «خداوند عز و جل مرا بر آنان، امير كرده است» . آن مرد نزد پيامبر خدا آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! آيا على راست مى گويد كه خدا او را بر خلقش امير كرده است؟ پيامبر صلى الله عليه و آله در خشم شد و فرمود : «على با ولايت از جانب خداوند عز و جل اميرِ مؤمنان است . لواى اميرى او را از فراز عرشِ خود براى او بست و فرشتگان را بر آن، گواه گرفت . على، خليفه خدا و حجّت خداست. او پيشواى مسلمانان است . اطاعت از او، مقرون به اطاعت از خدا و نافرمانى از او، مقرون به نافرمانى از خداست . هر كه او را نشناسد، مرا نشناخته است و هر كه او را بشناسد، مرا شناخته است. هر كه امامت او را انكار كند، نبوّت مرا انكار كرده است و هر كه اميرىِ او را نفى كند، رسالت مرا نفى كرده است . هر كه برترى او را رد كند، از من كاسته است و هر كه با او بجنگد، با من جنگيده است . هر كه او را دشنام دهد، به من دشنام داده است ؛ چرا كه او از من است ، از سرشت من آفريده شده است ، و او شوهر دخترم فاطمه، و پدر دو فرزندم حسن و حسين است» . سپس فرمود : «من و على و فاطمه و حسن و حسين و نُه تن از نسل حسين، حجّت هاى خدا بر خلق او هستيم . دشمنان ما دشمنان خدا و دوستان ما دوستان خدايند» .
٣٠٩٥.امام رضا عليه السلام ـ از پدرانش عليهم السلام ـ: پيامبر خدا فرمود : «هر كس دوست دارد كه به دين من چنگ زند و پس از من، بر كشتى نجات بنشيند ، به على بن ابى طالب، اقتدا كند و با دشمن او دشمنى و با دوست او دوستى ورزد؛ چرا كه او هم در زندگى و هم پس از مرگم، وصىّ من و جانشين من در ميان امتّم است. او پيشواى هر مسلمانى و امير هر مؤمنى پس از من است. سخن او، سخن من است و فرمان او، فرمان من و نهى او، نهى من. پيرو او، پيروِ من است و ياور او، ياور من. آن كه از يارى او دست كشد، از يارى دادن به من، دست كشيده است» . سپس فرمود : «هر كس، پس از من، از على جدا شود، در روز قيامت، نه او مرا مى بيند و نه من او را مى بينم . هر كس با على مخالفت ورزد، خداوند، بهشت را بر او حرام مى گردانَد و جايگاهش را آتش قرار مى دهد و اين، بد فرجامى است . هر كس على را تنها گذارَد، خداوند، او را در آن روزى كه به پيشگاهش مى روند، تنها مى گذارد و هر كس على را يارى دهد، خداوند ، او را در روزى كه به ملاقاتش مى رود، يارى مى رساند و هنگام پرسش، حجّتش را به او القا مى كند» . سپس فرمود : «حسن و حسين ، پس از پدرشان ، پيشوايان امّت من و سَروَر جوانان بهشت اند . مادرشان، سَروَر بانوان جهان است و پدرشان، سَروَر اوصيا. از نسل حسين، نُه امام است كه نهمين آنان، قائم از فرزندان من است . فرمانبَرى از آنان، فرمانبَرى از من است و نافرمانى آنان، نافرمانى من . از انكار كنندگانِ فضيلت و برترى آنان و از كسانى كه پس از من، حرمت ايشان را زير پا گذارند ، به خدا شِكوه مى كنم. حمايت و ياورى خدا از عزّتم و امامان امّتم ، خود، كافى است ، و براى انتقام گرفتن از منكرانِ حقّ آنان، او بسنده است «و به زودى كسانى كه ستم كردند، بدانند كه به چه بازگشتگاهى باز خواهند گشت» .