حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦٩
مَن مات و لَيسَ فى عُنُقِهِ بَيعَةٌ ماتَ ميتةً جاهِليَّة. [١] كسى كه بميرد و در گردن او بيعت [امامى] نباشد ، به مرگ جاهلى مُرده است . در واقع، اين گونه افراد ، تلاش مى كنند تا احاديث ياد شده را به جاى حمل بر امامان اهل بيت عليهم السلام و برگزيدگان خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله ، بر جاهلان و حاكمان جور، حمل كنند . ابن ابى الحديد نقل مى كند كه عبد اللّه بن عمر از بيعت با على عليه السلام خوددارى كرد ؛ امّا شبانه درِ خانه حَجّاج را كوبيد تا با عبد الملك ، بيعت كند تا آن شب را بدون امام، صبح نكند . او گمان مى كرد كه بايد چنين كند ؛ زيرا از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت شده است كه فرمود : «هر كه بميرد و امامى نداشته باشد، مرگى چونان مرگ جاهلى داشته است» . حجّاج نيز او را آن قدر تحقير كرد و پست شمرد كه پايش را از بستر خواب ، بيرون آورد و گفت: با پاى من بيعت كن ! [٢] پس نكته اصلى در مورد اين حديث ، معناى حديث است، نه اصل صدور آن از پيامبر صلى الله عليه و آله [٣] و يقينا براى فهم اين حديث شريف، بايد مقصود از «جاهليتْ» روشن شود .
جاهليّت ، چيست؟
در فرهنگ اسلامى، عصر رسالت پيامبر خدا، عصر علم ، و دوران پيش از بعثت ايشان ، دوران جاهليت است، بدين معنا كه پيش از بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله به دليل تحريفى كه در اديان آسمانى پديد آمده بود، مردم، راهى براى شناخت حقايق هستى نداشتند
[١] . صحيح مسلم: ج٣ ص١٤٧٨ ح٥٨ .[٢] شرح نهج البلاغة : ج١٣ ص٢٤٢ .[٣] . علّامه امينى مى گويد : اين ، حقيقت مسلّمى است كه كتاب هاى صحاح و مَسانيد [اهل سنّت] ، آن را مسلّم دانسته اند و گريزى از پذيرش مفاد آن نيست و اسلامِ هيچ مسلمانى ، جز با تسليم بودن در برابر آن ، كامل نيست و حتّى دو نفر هم درباره آن ، اختلافِ نظر ندارند و يك نفر هم درباره آن ، به خود ، اجازه ترديد نداده است . اين تعبير ، حكايت از بد عاقبتىِ كسى دارد كه بدون امام بميرد و چنين كسى ، از هر گونه نجات و رستگارى محروم است . مرگ جاهلى ، بدترين مرگ است ؛ مرگِ در حال كفر و الحاد (الغدير : ج ١٠ ص ٣٦٠) .