حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤٤
به معناى شايع «خليفه» توجّه كرده اند و در ميان حاكمان و قدرت مداران به دنبال خليفه گشته اند . بديهى است كه حاكمان ظالم و خونريزى همانند يزيد و عبد الملك را نمى توان خليفه بزرگ ترين پيامبران الهى و خاتم آنان دانست . بارى ! ترديدى نيست كه هدف پيامبر صلى الله عليه و آله از اين سخن ، معرّفى بهترين كسانى است كه پس از او شايستگى كامل را براى رهبرى امت اسلامى دارند ؛ ليكن با عنايت به اين كه مقام نبوّت ، منزّه از سخن لغو يا معمّاگونه است ، مسئله مهم در فقه الحديث و فهم سخن پيامبر خدا ، تعيين مصداق خلفاى دوازده گانه اى است كه ايشان ، آنان را به عنوان خلفاى شايسته خود ، معرّفى نموده است . از نگاه پيروان اهل بيت عليهم السلام پاسخ اين سؤال روشن است ؛ زيرا آنان بر اين باورند كه خلفاى دوازده گانه پيامبر صلى الله عليه و آله دوازده تن از اهل بيت ايشان هستند كه اوّلين آنها امام على عليه السلام و آخرين آنها امام مهدى عليه السلام است كه هم اكنون ، زنده است و روزى جهان را پُر از عدل و انصاف خواهد كرد . محدّثان اهل ، سنّت با اين كه حديث جابر بن سَمُره را صحيح مى دانند ، پاسخ روشنى براى تبيين مصاديق خلفاى دوازده گانه ندارند تا آن جا كه ابن جوزى در كتاب كشف المشكل مى گويد : اگر چه درباره اين حديث ، جستجوى بسيارى كردم و در مورد آن سؤال نمودم ؛ ليكن كسى را نيافتم كه مقصود [واقعى] آن را بداند . [١] مهلّب [٢] نيز چنين تصريح مى نمايد :
[١] . كشف المشكل : ج ١ ص ٤٤٩ ، فتح البارى : ج ٣ ص ٢١٢.[٢] مهلّب بن احمد بن ابى صفره اسيد بن عبد اللّه اسدى اندلسى مربى ، مصنّف شرح صحيح البخارى ، يكى از فصيحان عرب و به ذكاوت ، معروف است (سير أعلام النبلاء : ج ١٧ ص ٥٧٩ ش ٣٨٤) .