حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩
٢٢٤١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : زمانى بر مردم مى آيد كه شكيباىِ بر دين ، مانند كسى است كه اخگرى را در كفِ خويش گرفته باشد . در آن زمان ، اگر انسان گرگ باشد [ ، مى تواند زندگى كند] ؛ وگرنه گرگ ها او را مى خورند .
٢٢٤٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : سوگند به آن كه مرا به حق برانگيخت ، قطعا زمانى بر مردم مى آيد كه شراب را حلال مى شِمُرند و نام نبيذ روى آن مى گذارند . لعنت خدا و همه فرشتگان و مردم بر آنان باد!
٢٢٤٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : روزگارى بر مردم مى آيد كه قرآن ، در دل هاى مردم ، كهنه مى شود ، همچنان كه لباس ها بر بدن ها كهنه مى شوند .
٢٢٤٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : به زودى زمانى بر امّت من مى آيد كه عالمان را جز به لباس نيكو و قرآن را جز به صداى خوش نمى شناسند و خدا را جز در ماه رمضان ، عبادت نمى كنند . پس هرگاه چنين زمانى فرا رسد ، خداوند ، فرمان روايى را بر آنان مسلّط مى گرداند كه نه علم دارد ، نه بردبارى و نه رحم .
٨ / ١٢
پيامبر با تعليم خداوند، از غيب، خبر دارد
قرآن
«داناى نهان است، و كسى را بر غيب خود آگاه نمى كند، جز پيامبرى را كه از او خشنود باشد، كه [ در اين صورت ، ]براى او از پيش رو و از پشتِ سرش نگاهبانانى بر خواهد گماشت » .
حديث
٢٢٤٥.امام صادق عليه السلام : ناقه پيامبر خدا ، گم شد . مردم گفتند : برايمان از آسمان خبر مى دهد؛ امّا از شترش خبرمان نمى دهد [و نمى داند كجاست]! پس جبرئيل عليه السلام بر ايشان فرود آمد و گفت : اى محمّد! ناقه ات در فلان و بهمان درّه است و مهارش به فلان و بهمان درخت ، پيچ خورده است . پس پيامبر خدا ، منبر رفت و خدا را حمد و ثنا گفت و فرمود : «هلا ، اى مردم! شما درباره [گم شدن ]ناقه من حرف ها زديد . بدانيد كه آنچه خداوند به من داد ، بهتر از آن چيزى است كه از من گرفت . بدانيد كه ناقه من در فلان و بهمان وادى است و مهارش به فلان و بهمان درخت ، پيچ خورده است» . مردم به طرف ناقه شتافتند و ديدند همان گونه است كه پيامبر خدا فرموده بود .