حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥١
نقد نظريه پنجم
ظاهرا مُهَلَّب درصدد توضيح متن منقول در صحيح البخارى بوده و به ساير گزارش هاى دقيق تر و مشروح تر حديث جابر بن سَمُره توجّه نداشته است . متن موجود در صحيح البخارى ، مختصر و مبهم است ، در نتيجه ، احتمالات گوناگونى درباره آن متصوّر است . ابن حجر عسقلانى ، در نقد نظريه او به اين نكته اشاره كرده و معتقد است : نقل هاى موجود در صحيح مسلم ، مشخّص كرده اند كه در زمان اين دوازده نفر ، اسلام ، عزيز و مَنيع خواهد بود . آيا مى توان تصوّر كرد كه افتراق دوازده گانه در ميان مسلمانان رُخ دهد و باز هم عزّت اسلام را در پى داشته باشد ؟ [١]
نظريه برگزيده و پاسخ دو اشكال
با توجّه به دلايل ارائه شده ، حديث «خلفاى دوازده گانه» ، تنها بر نظريه شيعيان دوازده امامى قابل انطباق است و ديگر تحليل ها و نظريه پردازى ها ، به جهت دارا بودن اشكالات متعدّد ، به هيچ وجه ، صحيح به نظر نمى رسند . درباره نظريه اى كه ما در تبيين حديث «خلفاى دوازده گانه» انتخاب كرديم ، دو اشكال ، بدين شرح ، قابل طرح است كه همراه با پاسخ آنها ارائه مى گردند :
١ . بيشتر امامان شيعه به خلافت نرسيدند
ايراد اوّل ، اين است كه در ميان امامان دوازده گانه اى كه پيروان اهل بيت عليهم السلام به آنها معتقدند ، تنها امام على عليه السلام و امام حسن عليه السلام به خلافت رسيدند . بنا بر اين ، چگونه مى توان آنها را خليفه پيامبر صلى الله عليه و آله شمرد ؟ پاسخ اين اشكال ، اين است كه بر پايه احاديث معتبرى كه بخشى از آنها
[١] . ر . ك : فتح البارى : ج ١٣ ص ٢١١ .