حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤٢
مناسب نبوده است ، چنان كه جمله «وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ ؛ [١] خداوند ، تو را از آسيب مردمان ، حفظ مى كند» ، در جريان غدير ، اشاره به همين واقعيت است . نيز هنگامى كه پيامبر خدا در بيمارى منجر به وفاتش مى خواست به صورت مكتوب ، مشكل رهبرى آينده جهان اسلام را حل كند ، با كارشكنى و همهمه و غوغا رو به رو شد و در نتيجه ، تصريح به اين امر ، براى ايشان ميسّر نشد . [٢]
٤ . مقصود از «دوازده خليفه»
تأمّل در واژه هاى «خليفه» ، «امام» ، «وصى» ، «امير» و الفاظ مشابه آن ـ كه در گزارش هاى مختلف حديث جابر آمده ـ و نيز بررسى موقعيت خانوادگى كسانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله آنان را به عنوان جانشينان خود معرّفى مى كند و تعداد آنها و مهم تر از همه ، تأكيد ايشان بر اين كه برپا داشتن دين و عزّت اسلام و صلاح امّت تا قيامت در گرو خلافت آنهاست ، به روشنى نشان مى دهد كه پيامبر صلى الله عليه و آله در اين پيام مهم ، در صدد ارائه مشخّصات افرادى بوده كه شايستگى علمى ، عملى ، سياسى و مديريتى لازم را براى رهبرى جامعه اسلامى پس از او دارند ؛ كسانى كه از هر جهت مى توانند خليفه خدا و خليفه پيامبر خدا باشند . در آن هنگام ، اهمّيت اين عنوان (خليفه) و پيام آن ، به گونه اى بود كه به گفته ابن عبّاس ، ابو بكر در آغاز حكومتش ، خود را خليفه نمى خواند و در پاسخ كسى كه خطاب به او گفت : «أنتَ خَليفَةُ رسولِ اللّه ِ ؟ ؛ آيا تو خليفه رسول خدا هستى ؟» ، پاسخ داد : نه . پرسيد : پس تو كيستى ؟
[١] . مائده : آيه ٦٧ .[٢] . ر . ك : صحيح البخارى : ج ١ ص٥٤ ح١١٤ و ج ٤ ص ١٦١٢ ح ٤١٦٨ و ٤١٦٩ و ج ٦ ص ٢٦٨٠ ح ٦٩٣٢ ، مسند ابن حنبل : ج ١ ص ٦٩٥ ح ٢٩٩٢ ، الطبقات الكبرى : ج ٢ ص ٢٤٤ .