حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧١
با عنايت به اين مقدّمه، آشكار مى شود كه آنچه در حديث ضرورت شناخت امام هر عصر مورد نظر است ، فراتر از يك مسئله فردى است و تنها اين نيست كه اگر يك مسلمان ، امام خود را نشناخت ، مسلمان واقعى نيست و در نتيجه، اسلام او با كفر برابر است ؛ بلكه مسئله مهم ترى كه اين حديث بدان هشدار مى دهد ، اين است كه : عصر علم ـ كه با بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله آغاز شد ـ تنها در اين صورت مى تواند تداوم پيدا كند و در يك سخن ، امامت ، پشتوانه و ضامن تداوم عصر علم يا عصر اسلام راستين است و بدون اين پشتوانه جامعه اسلامى به جاهليت پيش از اسلام، بازگشت خواهد كرد . در واقع ، اين حديث از آينده نگرى اين آيه شريف الهام گرفته كه مى فرمايد : «وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِيْن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَـبِكُمْ . [١] و محمّد ، جز فرستاده اى كه پيش از او [نيز] فرستادگانى [آمده و] گذشتند ، نيست . آيا اگر او بميرد يا كشته شود ، به گذشته خود (جاهليت) بر مى گرديد؟» . پيامبر صلى الله عليه و آله در حديثى كه بر ضرورت شناخت امام تأكيد دارد ، بيان مى فرمايد كه چگونه ممكن است جامعه اسلامى عقب نشينى كند و به دوران جاهليتِ پيش از اسلام باز گردد . فرموده پيامبر صلى الله عليه و آله گوياى اين حقيقت است كه با حذف مسئله امامت و رهبرى ، اين پديده خطرناك ، قابل پيش بينى است .
امامى كه شناختش لازم است ، كيست؟
اندكى تأمّل در مضمون حديث ـ بويژه با توجّه به شرحى كه گذشت ـ ، ما را از پاسخگويى به اين سؤال كه : «امامت كدام امام ، ضامن تداوم اسلام واقعى است و حذف كدام امامت از جامعه اسلامى به معناى بازگشت به جاهليت است؟»، بى نياز مى كند . آيا مى شود گمان بُرد كه مقصود پيامبر صلى الله عليه و آله اين است كه شناخت و پيروى هر
[١] . آل عمران: آيه ١٤٤ .