حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧
٢٢٤٩.امام على عليه السلام : پيامبر خدا در سخنرانى اى فرمود : «در زيستن ، خيرى نيست ، مگر براى شنونده فهميده يا داناى گويا . اى مردم! شما در زمان آرامش هستيد و شما را به شتاب مى برند . شاهديد كه شب و روز ، هر جديدى را كهنه مى كنند و هر دورى را نزديك مى گردانند و هر وعده اى را به سر مى آورند . پس ، براى ميدان مسابقه دور ودرازى كه در پيش داريد ، آماده كوشش گرديد» . مقداد گفت : اى پيامبر خدا! آرامش يعنى چه؟ فرمود : «[دنيا ، سراى] آزمايش و سپرى شدن است . پس ، هرگاه كارها همچون پاره هاى شبِ تار بر شما مشتبه و مبهم گشت ، به قرآن روى آوريد كه آن ، شفيعى است كه شفاعتش پذيرفته است و شاكى و خصمى است كه شكايتش قبول مى شود . هر كه آن را فرا روى خود قرار دهد ، او را به سوى بهشت مى كشانَد و هركه پشت سرش اندازد ، او را به دوزخ مى كشاند . قرآن ، راه نماى به سوى بهترين راه است . جدا كننده [ ى ميان حق و باطل] است و شوخى نيست . ظاهرى دارد و باطنى . ظاهرش ، حكم و دستور است و باطنش ، دانشى ژرف . شگفتى هاى دريايش بى شمار است و دانايانش از آن ، سير نمى شوند . قرآن ، ريسمان محكم خداست . قرآن ، راه راست است . . . در قرآن است چراغ هاى هدايت و پرتوگاه هاى حكمت . قرآن ، راه نماى به حجّت است .
٢٢٥٠.امام على عليه السلام : پيامبر خدا در سخنرانى اى فرمود : «اى مردم! شما در زمان صلح [و آرامش] هستيد و بر مَركب سفر ، سواريد و شتابان ، شما را به پيش مى برَد . شاهد بوده ايد كه شب و روز و خورشيد و ماه ، هر جديدى را كهنه مى كنند و هر دورى را نزديك مى گردانند و هر وعده و وعيدى را به انجام مى رسانند . پس ، براى پيمودن اين صحراى دور و دراز ، زاد و توشه فراهم آوريد» . مقداد بن اسودِ كندى برخاست و گفت : اى پيامبر خدا! مى فرمايى چه كنيم؟ فرمود : «دنيا ، سراى بلا و ابتلا و به سر آمدن و نيست شدن است . پس ، هر گاه كارها همچون پاره هاى شب تار بر شما تاريك و شبهه ناك شد ، به قرآن روى آوريد ؛ زيرا قرآن ، شفيعى است كه شفاعتش پذيرفته است و شاكى و خصمى است كه شكايتش قبول مى شود . هر كه قرآن را فرا روى خود قرار دهد ، او را به سوى بهشت مى كشاند و هر كه آن را پشت سر خويش نهد ، به سوى دوزخش مى كشاند . قرآن ، ره نمايى است كه راه را نشان مى دهد . قرآن ، كتاب تفصيل و روشنگرى و تحصيل [حقايق ]است . جدا كننده ميان حق و باطل است و شوخى بردار نيست . ظاهرى دارد و باطنى . ظاهرش ، حكم و دستور خداست و باطنش ، علم خداوند متعال . پس ، ظاهر آن ، محكم و استوار است و باطنش ژرفايى دارد و ژرفاهايش ژرفا دارد . شگفتى هايش بى شمار است و عجايب و غرايبش ، كهنه و تمام نمى شوند . چراغ هاى هدايت و پرتوگاه هاى حكمت ، در قرآن است . براى كسى كه انصاف داشته باشد ، راه نماى به سوى معرفت و شناخت است . پس بايد آدمى دقّت نظر كند و انصاف را پيشِ چشمش آورد ، تا از هلاكت ، رهايى يابد و از تنگنا به در آيد ؛ زيرا انديشيدن ، مايه حيات دلِ شخص بينا و بابصيرت است ، همچنان كه آدمى در پرتو نور چراغ ، در تاريكى ها راه مى پيمايد و نيكو مى رَهد و كم [در شبهات و تاريكى ها] درنگ مى كند» .