حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨
رخدادى مهم ، مبدأ تاريخ قرار مى گرفت ؛ امّا بعد از رحلت رسول اكرم ، به فراموشى سپرده شد و چند سال بعد از آن ، با توجّه به نيازى كه به يك مبدأ احساس مى شد ، به پيشنهاد امام على عليه السلام [كه حسّاسيت خاصّى بر روى پيروى از شيوه رسول اكرم داشت ]احيا شد . به علاوه و شايد متأسّفانه ، مبدأ سال ـ كه قاعدتا بايد از ربيع اوّل (ماه هجرت) مى بود ـ به محرّم تبديل شد . {-٦-}
پايه تقويم هجرى شمسى
بدان سان كه اشاره شد ، تاريخ هجرى قمرى ، در جامعه اسلامى و كتاب هاى تاريخى ، مورد استفاده قرار گرفت ؛ امّا در كنار آن ، سال شمسى به دليل ثبات آن در تعيين فصول ، هميشه به عنوان سالِ مورد استفاده در امور كشاورزى و خراج و جز آن ، اهمّيت خود را حفظ كرده و در تقويم ها ، محاسبه و ياد مى شده است . تطبيق اين دو روزشمار با يكديگر ، در فرهنگ هاى مختلف ، هميشه مورد بحث واقع شده و راه حل هاى مختلفى براى آن ، ارائه گرديده است . محاسبه سال شمسى تا پيش از پيدايش تاريخ جلالى در سال ٤٦٧ يا ٤٧١ق ، بدين ترتيب بود كه سال را به دوازده ماهِ سى روزه تقسيم مى كردند كه جمعا ٣٦٠ روز مى شد . پنج روزِ باقى مانده را در پايان آبان ماه يا اسفند ماه بر آن مى افزودند كه جمعا ٣٦٥ روز مى شد . با اين حال ، پنج ساعت و ٤٨ دقيقه و ٤٥ ثانيه و ٥١ صدم ثانيه باقى مى مانْد . اين زمان ، در هر چهار سال ، يك روز مى شد و از آن جا كه در محاسبه نمى آمد ، روز اوّل فروردين در فصول سال ، تغيير مى كرد . بنا بر اين ، ماه هاى شمسى نيز در آن زمان ، مانند ماه هاى قمرى در فصول سال ، متغيّر بود . معناىِ اين سخن آن است كه نوروز ، در ابتداى فروردينِ واقعى ، يعنى نقطه آغاز اعتدال ربيعى قرار نداشت . زمانى كه يزدگرد سوم ، آخرين شاه ساسانى ، در سال ٦٣٢ م ، به تخت نشست ،
[١] . تاريخ سياسى اسلام: ج ١ ص ٣٧٥ (سيره رسول خدا) .