رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٩٩
نزد تو چاشت خواهیم کرد. امیرالمؤمنین٧ گفت: چنین باشد یا رسول الله٦.
و چون روز دیگر شد جناب سیّد ابرار با تمامی مهاجرین و انصار متوجّه حجره طاهره حیدر کرّار شدند. و چون به در آن خانه عرش آستانه رسیدند و دق الباب نمودند.
دفعتاً جناب ولایت مآب٧ بیرون خرامید. امّا چون نظر حیدر صفدر بر جناب پیغمبر٦ افتاد که به اتّفاق یاران بر سر وعده روز گذشته آمده اند، بی نهایت خجل و منفعل و در عرق انفعال غوطه ور گردید. و به اعتبار آنکه در خانه خود گمان قوتی نداشت نه کم و نه بسیار. پس حضرت پیغمبر٦ و همراهان داخل خانه شدند و نشستند و جناب مرتضوی٧ با کمال حیرت و سرگردانی نزد فاطمه زهرا٣ رفت تا ببیند که چه باید کرد و اندیشه در خصوص مهم امر ضیافت بنماید. و چون به نزد آن معصومه٣ آمد ملاحظه نمود که از اعجاز و کرامات آن برگزیده ربّ العالمین کاسه بزرگی پر از ترید و گوشت که بوی مُشک از آن ساطع است نزد ایشان است.
جناب ولایت مآب٧ بسیار شادمان گردید و آن کاسه را به خدمت حضرت رسالت پناه آوردند و چون حضرت رسول٦ را نظر بر آن طعام افتاد نزد دختر خجسته سَیر خود آمد و فرمود: أي بنيّة أنّى لك هذا؟ یعنی ای فاطمه از کجا تحصیل نموده ای این قسم طعام را؟
فاطمه٣ عرض کرد: یا ابتاه (هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ )[ سوره آل عمران /آیه ٣٥] ای پدر بزرگوار این طعام از جانب خداوند عالم به من رسیده است. بدرستی که خدا روزی می دهد هر که را می خواهد بی حساب.
پس حضرت رسول٦ فرمود که حمد میکنم خداوند خود را که مرا از دنیا بیرون