رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٦٢ - فضائل امیرالمومنین
بعوض لحاف قرار داده و چوبی در دیوار اتاق نصب فرمود که خاتون قیامت رخت خود را بعد از آنکه از تن مبارک بکند بر روی آن بیندازد.[١]
و نیز به صحت پیوسته که لباس امیرالمؤمنین٧ در غایت درشتی بود و اکثر اوقات لباس آن بزرگوار کهنه و مشتمل برپینه های بسیار می بود گاهی لباس خود را به لیف خرما پینه می کرد، و زمانی لباس خود را به پوست کهنه که همه آن پینَه پینه بود در برداشت نگاهی به آن جامه کرد و فرمود: «ولَقَد رَقَّعتُ مِدرَعَتي هذِهِ حَتَّى استَحيَيتُ مِن راقِعِها ، فقال قائل: القها فذوالاتن لا ترضى لبراذعها» یعنی به درستی که این جامه را آنقدر پینه کردم که از پینه کننده آن شرونده شده ام پینه کننده آن روزی به من گفت: یا علیّ٧ این جامه را حال دور انداز و هیچ صاحب الآغی راضی نمی شود که این جامه را پالان یا جُل الاغ خود بکند.[٢] پس آن بزرگوار فرمود: ما لعلیّ و زینه الدنیا و کیف ارضی بلذةٍ یفنی و نعیم لا یبقی یعنی علی را به لذتهای دنیا چکار است؟ و چگونه خود را راضی کنم بلذتی که فانی است و نعمتی که غیر باقی است.[٣]
و در مدت پنج سال که والی بود خشتی بر روی خشتی و آجری بر بالای آجری نگذاشت و وقتی که از این عالم فانی رحلت فرمود یک درهم بلکه حبّه و مثقالی از مال
[١]. بحار الأنوار ج ٤٣ ص ١١٧ ح ٢٥ و مكارم الأخلاق ص ١٣١ و عوالم العلوم ج ١١ ص ٤٧٣ ح ٢٦
[٢]. مناقب آل ابي طالب ابن شهر آشوب ج ١ص٣٧٠ و موسوعة الإمام عليّ بن أبي طالب محمد ریشهری ج٥ ص٢٥٥
[٣]. شبهای پیشاور ص ٨٢٧ و الصراط المستقيم : ج١ ص١٦٣ ؛ ينابيع المودّة : ج١ ص٤٤٢ ح٦ و نزدیک به این مطلب در امالی صدوق ص ٧٢٢ ح٩٨٨ و بحار الأنوار : ج٤٠ ص٣٤٨ ح٢٩ چنین آمده: ما لِعَلِيٍّ ونعيمٍ يَفنى ، ولَذَّةٍ تَنتِجُهَا المَعاصي !