رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٤٥ - در بیان عروسی رفتن فاطمه زهرا
و پهلوی آن جان جهانیان را شکستی و بازوی بانوی حجله اعزاز را به ضرب تازیانه جفا آزردی و طفلی را که پیغمبر٦ «محسن» نام نهاده بود در شکم او سقط نمودی، خلاصه کلام آنکه کردی و آنچه را کردی «فویل لک ثم ویل لک» پس وای بر تو پس وای بر تو.
پس جبرئیل بفرموده ربّ جلیل با کمال تعجیل به جنّة الفردوس رفته و آنچه را زهره زهرا٣ در کار داشت از لباس و اساس و خدم و حشم مهیّا نمود، و به اتّفاق حوریان مهوش برداشته، و در عرض راه خود را به آن برگزیده حضرت اله رسانیده. و بروایتی هنوز آن معصومه٣ هفت قدم از حجره طاهره دور نشده بود که جبرئیل خود را به او رسانید و قامت زیبا و رعنای آن شمس فلک عصمت و طهارت را به سُندس و اِستبرق بهشتی بیاراست و اطراف و جوانب او را حوریان فروگرفته و طَرِّقوا گویان با دبدبه تمام و طنطنه«جاه و جلال» مالاکلام روانه گردیدند و بهر موضعی که شفیعه روز حسرت و ندامت قدم می گذاشت حوریان بر یکدیگر سبقت می گرفتند و از راه تیمن و تبرّک خاک مَقدم او را از یکدیگر می ربودند، و چون جواهر سرمه و توتیا به چشم خود می کشیدند. امّا چون فاطمه زهرا٣ آن حالت را مشاهده نمود و آن همه لطف و عنایت را از معبود خود ملاحظه کرد زبان به حمد و شکر گذاری گشوده بلکه هر سر موی آن معصومه٣ در مقام ثنا گستری بیرون آمد و به این عزت و اعتبار سَیر می فرمود که خبر به خواتین قریش و مصدر نشینان مجلس عیش رسید که اینک فاطمه٣ می آید.
بیت
خبر شد پهن از نزدیک از دور که آید فاطمه٣ در مجلس سور
و چون این خبر بهجت اثر به ایشان رسید به غایت مَسرور و خوشحال گردیده و با