ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - به كجا چنين شتابان؟
آن را معجونى غير از آنچه كه در نخستين دوره نزولش بوده درمىآورد و نمايش مىدهد.
٣. از امام صادق (ع) روايت است كه: «إِذَا قَامَ الْقَائِمُ أَخَذَ مَانِعَ الزَّكَاةِ فَضَرَبَ عُنُقَه؛[١]
زمانى كه قائم آل محمّد (ص) قيام كند، مانع الزّكاة را گرفته و گردن او را خواهد زد.»
ظاهر آن است كه مقصود از مانع الزّكا، منكر زكات باشد، كسى كه به كلّى امر زكات را انكار مىكند و البتّه چنين كسى جزو مرتدان است و مىدانيم كه حكم مرتد از دين خدا عبارت از قتل و كشته شدن است و اين حكم از مرتد فطرى برداشته نمىشود.
احتمالًا معناى اين سخن آن است كه مقصود، امتناع كننده از پرداخت آن باشد هر منكر اصل وجوب و لزوم آن نباشد، ولى صرف اينكه ادا نمىكند و نمىپردازد و از اداى اين واجب الهى سرباز مىزند او را مستوجب قتل مىگرداند بههرحال كه اين مطلب، حاكى از اهمّيت فساد مالى و اخلال كردن در امور اقتصادى كشور اسلامى است و بايد پيروان مهدى موعود (ع) امروز سخت پايبند به اداى آن باشند.
٤. مفضّل بن عمر از اصحاب امام صادق (ع) مىگويد: شنيدم اباعبدالله، حضرت صادق (ع) مىفرمودند: «لَو قَد قامَ قائِمُنا لَبَدءَ بِكَذّابى الشِّيعةِ فَقَتَلَهُم؛[٢]
اگر قائم ما قيام كند هر آينه از كذّابان شيعه آغاز مىكند و آنان را به قتل مىرساند.»
در اين حديث شريف كه يكى از مزايا و سيره و صفت امامزمان (ع) را يادآورى مىكند از كشتن دروغگويان شيعه سخن به ميان آمده نه دروغگويان، تا مطلق دروغپردازان را شامل شود و نه كذّابان از ساير فرق اسلامى، بلكه فقط كذّابان شيعه و اكنون بنگريد كه مقصود چه كسانىاند؟ اگر لفظ كذّابان به كار برده شده بود، مىگفتيم يعنى افرادى كه سخت با دروغ سر وكار دارند و بسيار دروغ مىگويند. چنان كه اگر مىفرمودند: كذّابان على رسول الله، مىگفتيم؛ يعنى دروغپردازان بر پيامبر (ص) و كسانى كه روايات دروغ از آن حضرت نقل مىكردند كه در بعضى از اخبار خود پيامبر (ص) از وجود چنين افراد منحرفى خبر دادند. ولى بنابر آن ديگر اختصاصى به شيعه نداشت و ساير فرق اسلامى و اهل سنّت را نيز شامل مىشد، بلكه كذّابان بر رسول خدا (ص) نوعاً از آن فرق و گروهها بودند.
بنابراين به نظر مىرسد كه مقصود از كذّابان شيعه كسانى هستند كه به دروغ بر خدا و پيامبر (ص) نسبت دروغ بسته و ادّعاى مهدويّت دارند و خود را مهدى موعود اهل بيت قلمداد و معرفى مىكنند و مردم را به اطاعت خود وا مىدارند اين معناست كه مناسبت با كذّابان شيعه دارد، چنان كه در طول اعصار، بسيارى از اشخاص از ميان شيعه برخاسته و ادّعاى مهدويّت نمودهاند هر چند كه بعضى از مدّعيان احياناً از فرق ديگر اسلامى بودهاند، ولى چون اعتقاد به مهدويّت و امامت حضرت حجّت (ع) و غيبت او از انظار و ظهور او در آخرالزّمان، از مزاياى شيعه است، پس كذّابان شيعه هم مربوط به همين جهت خواهد بود كه در روايات رسيده، هر كس در دوران غيبت ادّعاى مهدويّت كرد او را تكذيب كنيد. بله، در روايتى از پيامبر (ص) رسيده كه: «لا يَخرُجُ المَهدى حَتّى يَخرجُ سِتّونَ كَذّاباً كُلُّهُم يَقوُلُ: أنا نَبى؛[٣]
مهدى ظهور نمىكند تا اينكه شصت نفر كذّاب خروج كنند و همه آنها مىگويند من پيامبرم.»
پىنوشتها:
[١]. غيبت نعمانى، ص ٢٣١.
[٢]. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص ٢٣٦؛ روضة الواعظين، ج ٢، ص ٣٥٦.
[٣].
[٤]. ارشاد شيخ مفيد، ج ٢، ص ٣٧١.
[٥]. كشف الغمّه فى معرفه الائمة، ج ٢، ص ٤٦٥؛ الارشاد، ج ٢، ص ٣٨٤.