ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٢ - امنّيت اجتماعى
در دل دشمنان و فرستادن فرشتگان براى يارى مسلمانان- كه تعدادشان در برابر مشركان بسيار اندك بود- دلهاى مؤمنان را از ترس خالى نمود، در زمان ظهور نيز چنين خواهد شد.
بيمارىها، اعم از روحى و جسمى بهبود مىيابد و ضعفها و ناتوانىها به قوّت و قدرت تبديل مىشود. توان جسمى ياوران حضرت چنان افزوده شود كه از شير شجاعتر و از نيزه برندهتر شوند به گونهاى كه دشمن را با پاها بر زمين افكنند و با دست او را بشكنند،[١] زيرا هر مؤمنى در زمان ظهور، قدرت چهل مرد را مىيابد و قدرت خداوند نسبت به آنچه در آن روز انجام مىدهد، بسيار بيشتر است.
اهل آسمان و زمين، پرندگان، وحوش و ماهيان درياها به دليل وجود حضرت حجّت (ع) شاد مىشوند و هيچ مؤمنى ديده نمىشود، مگر آنكه اين شادى و نشاط در قلب او وارد شده باشد يا اگر مرده است اين نشاط بر قبر او داخل مىشود.[٢]
در آن روز مردم با چهرههاى شادمان و گشاده در سطح شهر رفت و آمد مىكنند و اين شادى برخاسته از درون آنهاست. حاصل اين نعمت، بهداشت روانى جامعه، سلامتى جسمى و روحى و نيز تقليل ميزان بزهكارىها، جرمها و آلودگىهاى اجتماعى خواهد بود.
شهرها با حضور چنين مردمانى كه شادمانه و عاشقانه زندگى مىكنند، طراوتى شگفتانگيز خواهند يافت.
گسترش ارتباطات مؤمنان
مؤمنان از نظر شنوايى و بينايى قدرت مىيابند و چنان وسعتى در توانايىهاى شنيدارى و ديدارى آنها ايجاد مىشود كه بدون هيچ پيك و واسطهاى صداى امام (ع) را مىشنوند و سيماى او را مىبينند در حالى كه آن حضرت در جايگاه خود قرار دارد.[٣]
به حكمران و فرماندارى كه تحت ولايت آن حضرت قرار دارد، گفته مىشود كه:
«عهد و پيمان و وظايف تو بر كف دستانت نهاده شده و به آنچه مىبينى عمل كن».[٤]
مؤمنى كه در مشرق است برادر خويش و مؤمنان ديگر را كه در غرب هستند مىبيند و فاصلهها مانع ارتباط مستقيم آنان نمىشود.[٥]
بنابراين ارتباط مؤمنان آن روز در بالاترين حدّ است و امكان دسترسى آنان به يكديگر در كوتاهترين زمانِ ممكن وجود دارد و اين ارتباط، قلبهاى آنان را به يكديگر نزديكتر مىكند. برخلاف امروز كه گسترش ارتباطات موجب از هم پاشيدگى خانوادهها و دورى قلبهاى افراد از يكديگر مىشود، آن روز قلبها به عشق يكديگر مىتپد و مؤمنان زنجيروار به يكديگر پيوسته خواهند بود.
امنّيت اجتماعى
تقوا و فرهنگ جامعه چنان زياد مىشود كه اگر پيرزنى ناتوان از شرق عالم به قصد غرب راه افتد، در اين مسير هيچكس او را آزار نمىدهد.[٦] اگر بانويى ديگر با طراوت و جوانى و شور، طبقى از زيورآلات بر سر دارد و بين عراق و «شام» حركت مىكند و در اين مسير كه اكنون به بركت ظهور تماماً سرسبز شده است، نه درّندهاى به او حمله مىكند و نه او از درّندهاى مىترسد[٧] و كسى هم حتّى با نگاهش وى را نمىآزارد.[٨]
امنّيت چنان در همهجا حاكم مىگردد كه بانوان بدون اينكه هيچ مردى آنها را همراهى كند، براى اعمال حج به سوى مكّه مىروند؛ با آرامش تمام حج مىگزارند و باز مىگردند و هيچ خطرى تهديدشان نمىكند.[٩]
گناهانى چون شرابخوارى، ربا و زنا از جامعه اسلامى دور مىشوند و شرّ و پليدى از بين مىرود.
مردم با امام خود عهد مىبندند كه مرتكب سرقت، زنا و قتل نشوند، به مسلمانان دشنام ندهند، احتكار نكنند و از مال يتيمان دورى كنند. كسى را به ناحق نزنند و مساجد را ويران نسازند. راهها را ناامن نكنند و به خانههاى مردم