ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨١ - معناى آخرين دولت
باشند ... آنگاه قائم (ع) قيام مىكند و حق و عدالت را برپا مىدارد.»
كلام امام صادق (ع) وضوح بيشترى دارد. آنچه از اين دو حديث برمىآيد اين است كه همه گروهها و صاحبنظرانى كه درباره حكومت، ايده و نظريّهاى دارند، به حكومت مىرسند و پس از همه آنها نظريّه امامت، حاكميت مىيابد. اين بدين معنى است كه اولًا هر نظريّهاى كه به انديشه بشر برسد، حاكميت مىيابد و ثانياً روزگارى فرا مىرسد كه فكر بشر، سخنى براى گفتن ندارد؛ آنگاه نظريّه امامت، حاكميت مىيابد. بنابراين، آخرين دولت، يعنى آخرين نظريّهاى كه حكومتى بر مبناى آن تشكيل مىشود و پس از آن نظريّه ديگرى وجود نخواهد داشت. اين سخن، صفت آخرين را تفسير مىكند؛ امّا اين امكان را نيز نفى نمىكند كه شايد پس از اين دولت، حكومت ديگرى بر مبناى نظريّههاى قبلى شكل بگيرد.
از برخى روايات ديگر، مفهوم زمانى را نيز مىتوان فهميد و بر اين اساس دولت اهل بيت (ع)، هم از نظر انديشه آخرين است و هم از نظر زمانى، يعنى نه پس از آن انديشه جديدتر و مترقّىترى وجود خواهد داشت و نه پس از آن حكومت ديگرى شكل خواهد گرفت. امام باقر (ع) پس از آنكه در دربار هشام فرمودند: «دولت شما دولت حال است و دولت ما دولت آينده»، تصريح مىكنند كه:
«وليس بعد ملكنا ملك؛ لانّا أهل العاقبة، يقولالله عزّوجلّ: «وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»[١]
و بعد از حكومت ما حكومتى نباشد؛ زيرا ما همان كسانى هستيم كه عاقبت از آنان است، خداوند مىفرمايد: «سرانجام نيك از آن پرهيزكاران است».
در اين حديث، دو نكته قابل توجّه وجود دارد؛ اوّل: تصريح به اينكه پس از حكومت اهل بيت (ع)، حكومت ديگرى وجود نخواهد داشت و دوم: مستند نمودن اين ادّعا به آيه شريفه «وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ». از اين استناد، تفسير آيه شريف نيز به دست مىآيد و با تكيه بر آن، گذشته از حديث، آيه نيز مىتواند آخر بودنِ زمانى را گواهى دهد.
جالب اينكه اين جمله از قرآن كريم، فراز پايانى آيهاى است كه در آغاز آن چنين آمده است:
«أَنَّالْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ؛ زمين از آن خداست و به هر كس از بندگانش كه بخواهد آن را به ميراث مىدهد.»
همانگونه كه مىدانيد اين فراز از آيه نيز مربوط به حكومت حضرت مهدى (ع) است و بنابراين تأييدى است بر اينكه فراز «وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» هم مربوط به حكومت حضرت مهدى (ع) است و با تفسير معصوم (ع)، مفهوم آن اين است كه پس از دولت مهدوى، دولت ديگرى وجود ندارد.
امام باقر (ع) مىفرمايند:
«وجدنا فى كتاب على عليهالسلام «إِنَّالْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» أنا و أهل بيتى الذين أورثنا الله الارض و نحن المتّقون والارض كلّها لنا.
در كتاب على، كه بر او درود باد، (در زير آيه) «زمين از آنِ خداست و به هركس از بندگانش كه بخواهد آن را به ميراث مىدهد و سرانجام نيك از آن پرهيزگاران است» چنين يافتيم كه:
«من و اهل بيتم همان كسانى هستيم كه خداوند زمين را به ما ارث مىدهد و مائيم پرهيزكاران و زمين تماماً از آن ما است».[٢]
در حديث ديگرى از امام باقر (ع) كه پيش از اين فرازى از آن را نقل كرديم، باز استشهاد به آيه شريفه «وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» وجود دارد:
«دولتنا آخرالدّول، ولم يبق أهل بيت لهم دولة إلّا ملكوا قبلنا ... وهو قول الله عزوجل: وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ؛
دولت ما آخرين دولت است و هيچ خاندان صاحب دولتى نيست؛ مگر اينكه پيش از ما به حكومت مىرسد] و پس از آن ما به حكومت مىرسيم [... و اين همان سخن خداوند است كه مىفرمايد: «سرانجام نيك از آن پرهيزكاران است».
پيش از اين گفتيم كه فراز نخست حديث اشاره دارد كه هر صاحب ايده و نظريّهاى، قبل از دولت اهلبيت (ع) به حكومت مىرسد و سپس ايده امامت به حكومت مىرسد. حال اگر اين را اضافه كنيم كه مراد از عاقبت، مفهوم زمانى است، نتيجه مىگيريم كه دولت اهلبيت (ع) يا به بيان ديگر دولت امام مهدى (ع) هم از نظر انديشهاى و هم از نظر زمانى آخرين دولت است.
حال بايد به اين پرسش پرداخت كه چرا اين دولت، آخرين دولت است؟