ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و بيست و پنجم- يكصد و بيست و ششم
١ ص
(٢)
فهرست
٢ ص
(٣)
دولت اهل بيت (ع)؛ ملك عظيم خداوندى
٤ ص
(٤)
از ميان خبرها
١٠ ص
(٥)
حبس ابد براى 10 رهبر شيعه بحرينى
١٠ ص
(٦)
جزئيّات جلسه مخفيانه محفل ماسونى بيلدربرگ
١٠ ص
(٧)
اوباما شديداً از اسرائيل حمايت مى كنم
١١ ص
(٨)
چند ميليون نفر در جهان آواره اند؟
١١ ص
(٩)
انرژى اتمى، نسل زنان را از بين مى برد
١١ ص
(١٠)
گلستانه
١٢ ص
(١١)
انتظار
١٢ ص
(١٢)
اى با خدا
١٢ ص
(١٣)
مژده اى دل كه مسيحا نفسى مى آيد
١٣ ص
(١٤)
فرداى سپيد
١٣ ص
(١٥)
غروب و انتظار
١٤ ص
(١٦)
از آينه ها مى آيى
١٤ ص
(١٧)
موعود جمعه
١٥ ص
(١٨)
ادركنى
١٥ ص
(١٩)
آبى بنوش و !
١٦ ص
(٢٠)
آثار معجزه آساى زيارت عاشورا
١٧ ص
(٢١)
كيفيّت ختم زيارت عاشورا
١٨ ص
(٢٢)
راه آسان
١٩ ص
(٢٣)
آداب ختم
١٩ ص
(٢٤)
از مهدى بخواه!
٢٠ ص
(٢٥)
ضرورت خودشناسى
٢٢ ص
(٢٦)
رمزموفّقيت انسان
٢٤ ص
(٢٧)
آثارخودشناسى
٢٤ ص
(٢٨)
كليد خودشناسى
٢٤ ص
(٢٩)
خودت را بساز
٢٦ ص
(٣٠)
الف رابطه انسان با خدا و ديگران
٢٦ ص
(٣١)
ب رابطه انسان با دنيا و آخرت
٢٧ ص
(٣٢)
ج رابطه انسان با خود و خدا
٢٧ ص
(٣٣)
به كجا چنين شتابان؟
٢٨ ص
(٣٤)
آبشار قنوت
٣١ ص
(٣٥)
اتوپيا، سرزمين موعود و واقعيّت هاى فراموش شده
٣٢ ص
(٣٦)
كار هر شب
٤١ ص
(٣٧)
مسيحيّت صهيونيستى از نظر تا عمل
٤٢ ص
(٣٨)
مقدّمه
٤٣ ص
(٣٩)
بخش اوّل مسيحيّت صهيونيستى، فرايند تاريخى- دينى پروتستانتيسم
٤٣ ص
(٤٠)
بخش دوم صهيونيسم مسيحى چيست؟
٤٧ ص
(٤١)
سرزمين موعود؛ باورى كه ملّتى را آواره كرد
٥٠ ص
(٤٢)
اسرائيل
٥٠ ص
(٤٣)
صهيونيسم
٥٠ ص
(٤٤)
اوّلين صهيونيسم
٥٠ ص
(٤٥)
رابطه دين و دولت در اسرائيل
٥٢ ص
(٤٦)
مخالفان يهودى صهيونيسم
٥٢ ص
(٤٧)
تناقض آشكار
٥٣ ص
(٤٨)
سرزمين مادرى!
٥٤ ص
(٤٩)
ردّ پاى انگليس در ايجاد مسئله «سرزمين موعود»
٥٨ ص
(٥٠)
اسقف هاى واتيكان نظريه سرزمين موعود را زير سؤال بردند
٥٩ ص
(٥١)
بشارت به منجى درانجيل
٦٠ ص
(٥٢)
مدينه رؤيايى دمكراتيك
٦٢ ص
(٥٣)
ساعت بيست و پنج
٦٤ ص
(٥٤)
اعلام پايان تاريخ غربى
٦٤ ص
(٥٥)
1 كريستوفر مارلو
٦٤ ص
(٥٦)
2 فاوست گوته
٦٦ ص
(٥٧)
3 آلدوس هاكسلى دنياى قشنگ نو
٦٨ ص
(٥٨)
4 جرج اورول 1984
٧٠ ص
(٥٩)
5 ويرجيل گئورگيو ساعت بيست و پنج
٧٠ ص
(٦٠)
وسوسه هاى شيطانى
٧٣ ص
(٦١)
آمريكا آخرين اتوپياى غرب
٧٤ ص
(٦٢)
آخرين دولت
٧٨ ص
(٦٣)
منشأ تعبيرآخرين دولت
٧٩ ص
(٦٤)
معناى آخرين دولت
٨٠ ص
(٦٥)
چرا آخرين دولت
٨٢ ص
(٦٦)
معجزه آية الكرسى
٨٣ ص
(٦٧)
عصرظهور؛ عصر تجلّى ولايت خدا
٨٤ ص
(٦٨)
مهذّب شدن همه مناسبات و روابط اجتماعى
٨٥ ص
(٦٩)
تعريف عدالت به تناسبات ولايت خداوند متعال
٨٧ ص
(٧٠)
بازنگرى ولى عصر (عج) در زيبايى شناسى جائرانه
٨٧ ص
(٧١)
شكل گيرى جامعه ولايى و عادلانه در دوران ظهور
٨٨ ص
(٧٢)
نقش محورى ولى الهى در تكامل بخشى به تاريخ
٨٨ ص
(٧٣)
دستاوردهاى مُلكى عصر ظهور
٩١ ص
(٧٤)
امنّيت روانى
٩١ ص
(٧٥)
گسترش ارتباطات مؤمنان
٩٢ ص
(٧٦)
امنّيت اجتماعى
٩٢ ص
(٧٧)
رفاه اقتصادى
٩٣ ص
(٧٨)
مشكل مسكن و آبادانى زمين
٩٤ ص
(٧٩)
اداى حقوق شهروندى و شهرسازى پس از ظهور
٩٤ ص
(٨٠)
امان زمين و امنيت زمينيان
٩٦ ص
(٨١)
عدل در عصر ظهور
١٠٠ ص
(٨٢)
علم در عصر ظهور
١٠١ ص
(٨٣)
مأخذشناسى سرزمين موعود
١٠٢ ص
(٨٤)
الف كتاب هايى كه با موضوع مدينه فاضله، آرمان شهر، اتوپيا، جامعه مطلوب، جامعه مهدوى و نگاشته شده است
١٠٢ ص
(٨٥)
بخش دوم، بخش مقالاتى است كه درباره اين موضوع نوشته شده است
١٠٣ ص
(٨٦)
ويژگى هاى مدينه عصرظهور
١٠٤ ص
(٨٧)
1 مدينه عدل
١٠٥ ص
(٨٨)
2 مدينه رفاه
١٠٧ ص
(٨٩)
3 مدينه امن و سلام
١٠٨ ص
(٩٠)
4 مدينه تربيت
١٠٨ ص
(٩١)
5 مدينه علم
١٠٩ ص
(٩٢)
6 مدينه مستضعفان
١٠٩ ص
(٩٣)
غرب، غالب يا مغلوب؟
١١٠ ص
(٩٤)
1 راهبرد رسانه هاى غرب
١١٠ ص
(٩٥)
الف) كوچك شمردن ديگر تمدّن ها
١١٠ ص
(٩٦)
ب) به رخ كشيدن توانمندى هاى تمدّن غربى
١١٠ ص
(٩٧)
ج) معرفى يك آرمانشهر يا جامعه موعود
١١٢ ص
(٩٨)
2 راهبردهاى مقابله با رسانه هاى غربى
١١٢ ص
(٩٩)
الف) نقد و بررسى دستاوردهاى تمدّن غربى
١١٢ ص
(١٠٠)
ب) بيان برترى هاى فرهنگ و تمدّن اسلامى
١١٣ ص
(١٠١)
ج) هدايت جهانيان به سوى موعود اسلامى
١١٣ ص
(١٠٢)
سحر، گناه كبيره
١١٥ ص
(١٠٣)
سحر و روايات اهل بيت (ع)
١١٥ ص
(١٠٤)
حدّ سحر، كشتن است
١١٦ ص
(١٠٥)
حقيقت سحر و اقسام و ملحقات آن
١١٧ ص
(١٠٦)
1 سحر
١١٧ ص
(١٠٧)
2 كهانت
١١٨ ص
(١٠٨)
3 شعبده
١١٨ ص
(١٠٩)
4 تسخيرات
١١٩ ص
(١١٠)
5 قيافه
١١٩ ص
(١١١)
6 تنجيم
١٢٠ ص
(١١٢)
سحر با معجزه دو تاست
١٢٠ ص
(١١٣)
مهمان ماه
١٢٢ ص
(١١٤)
مختار حقيقت
١٢٢ ص
(١١٥)
در حلقه تنهايى
١٢٣ ص
(١١٦)
آشناى ديرين
١٢٣ ص
(١١٧)
طلوع بى غروب
١٢٣ ص
(١١٨)
پرسش شما، پاسخ موعود
١٢٤ ص
(١١٩)
ديدار با امام زمان (ع)
١٢٤ ص
(١٢٠)
جلب خشنودى امام عصر (ع)
١٢٤ ص
(١٢١)
بهره ورى از وجود امام عصر (ع)
١٢٦ ص
(١٢٢)
افزايش ارتباط
١٢٦ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨١ - معناى آخرين دولت

باشند ... آنگاه قائم (ع) قيام مى‌كند و حق و عدالت را برپا مى‌دارد.»

كلام امام صادق (ع) وضوح بيشترى دارد. آنچه از اين دو حديث برمى‌آيد اين است كه همه گروه‌ها و صاحب‌نظرانى كه درباره حكومت، ايده و نظريّه‌اى دارند، به حكومت مى‌رسند و پس از همه آنها نظريّه امامت، حاكميت مى‌يابد. اين بدين معنى است كه اولًا هر نظريّه‌اى كه به انديشه بشر برسد، حاكميت مى‌يابد و ثانياً روزگارى فرا مى‌رسد كه فكر بشر، سخنى براى گفتن ندارد؛ آنگاه نظريّه امامت، حاكميت مى‌يابد. بنابراين، آخرين دولت، يعنى آخرين نظريّه‌اى كه حكومتى بر مبناى آن تشكيل مى‌شود و پس از آن نظريّه ديگرى وجود نخواهد داشت. اين سخن، صفت آخرين را تفسير مى‌كند؛ امّا اين امكان را نيز نفى نمى‌كند كه شايد پس از اين دولت، حكومت ديگرى بر مبناى نظريّه‌هاى قبلى شكل بگيرد.

از برخى روايات ديگر، مفهوم زمانى را نيز مى‌توان فهميد و بر اين اساس دولت اهل بيت (ع)، هم از نظر انديشه آخرين است و هم از نظر زمانى، يعنى نه پس از آن انديشه جديدتر و مترقّى‌ترى وجود خواهد داشت و نه پس از آن حكومت ديگرى شكل خواهد گرفت. امام باقر (ع) پس از آنكه در دربار هشام فرمودند: «دولت شما دولت حال است و دولت ما دولت آينده»، تصريح مى‌كنند كه:

«وليس بعد ملكنا ملك؛ لانّا أهل العاقبة، يقول‌الله عزّوجلّ: «وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»[١]

و بعد از حكومت ما حكومتى نباشد؛ زيرا ما همان كسانى هستيم كه عاقبت از آنان است، خداوند مى‌فرمايد: «سرانجام نيك از آن پرهيزكاران است».

در اين حديث، دو نكته قابل توجّه وجود دارد؛ اوّل: تصريح به اينكه پس از حكومت اهل بيت (ع)، حكومت ديگرى وجود نخواهد داشت و دوم: مستند نمودن اين ادّعا به آيه شريفه‌ «وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ». از اين استناد، تفسير آيه شريف نيز به دست مى‌آيد و با تكيه بر آن، گذشته از حديث، آيه نيز مى‌تواند آخر بودنِ زمانى را گواهى دهد.

جالب اينكه اين جمله از قرآن كريم، فراز پايانى آيه‌اى است كه در آغاز آن چنين آمده است:

«أَنَّالْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ‌؛ زمين از آن خداست و به هر كس از بندگانش كه بخواهد آن را به ميراث مى‌دهد.»

همان‌گونه كه مى‌دانيد اين فراز از آيه نيز مربوط به حكومت حضرت مهدى (ع) است و بنابراين تأييدى است بر اينكه فراز «وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» هم مربوط به حكومت حضرت مهدى (ع) است و با تفسير معصوم (ع)، مفهوم آن اين است كه پس از دولت مهدوى، دولت ديگرى وجود ندارد.

امام باقر (ع) مى‌فرمايند:

«وجدنا فى كتاب على عليه‌السلام‌ «إِنَّالْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» أنا و أهل بيتى الذين أورثنا الله الارض و نحن المتّقون والارض كلّها لنا.

در كتاب على، كه بر او درود باد، (در زير آيه) «زمين از آنِ خداست و به هركس از بندگانش كه بخواهد آن را به ميراث مى‌دهد و سرانجام نيك از آن پرهيزگاران است» چنين يافتيم كه:

«من و اهل بيتم همان كسانى هستيم كه خداوند زمين را به ما ارث مى‌دهد و مائيم پرهيزكاران و زمين تماماً از آن ما است».[٢]

در حديث ديگرى از امام باقر (ع) كه پيش از اين فرازى از آن را نقل كرديم، باز استشهاد به آيه شريفه‌ «وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» وجود دارد:

«دولتنا آخرالدّول، ولم يبق أهل بيت لهم دولة إلّا ملكوا قبلنا ... وهو قول الله عزوجل: وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ؛

دولت ما آخرين دولت است و هيچ خاندان صاحب دولتى نيست؛ مگر اينكه پيش از ما به حكومت مى‌رسد] و پس از آن ما به حكومت مى‌رسيم [... و اين همان سخن خداوند است كه مى‌فرمايد: «سرانجام نيك از آن پرهيزكاران است».

پيش از اين گفتيم كه فراز نخست حديث اشاره دارد كه هر صاحب ايده و نظريّه‌اى، قبل از دولت اهل‌بيت (ع) به حكومت مى‌رسد و سپس ايده امامت به حكومت مى‌رسد. حال اگر اين را اضافه كنيم كه مراد از عاقبت، مفهوم زمانى است، نتيجه مى‌گيريم كه دولت اهل‌بيت (ع) يا به بيان ديگر دولت امام مهدى (ع) هم از نظر انديشه‌اى و هم از نظر زمانى آخرين دولت است.

حال بايد به اين پرسش پرداخت كه چرا اين دولت، آخرين دولت است؟