ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٠ - اتوپيا، سرزمين موعود و واقعيّت هاى فراموش شده
جنگ با خداست، هر اتوپيايى كه بر محور جنگ با خدا شكل بگيرد، قطعاً نابود خواهد شد.
\* جامعه آرمانى و اتوپياى آينده غرب براى بشر چيست؟ آيا مدل جديدى را مدّنظر دارند؟
آنچه هنوز باقى است، اتوپياى آمريكايى يا «سبك زندگى آمريكايى» است كه مبتنى بر ايدئولوژى مضمحل ليبراليسم پديد آمده و اساس آن مفهوم «لِسهفر» يا «بگذار هر چه مىخواهد انجام دهد»، مىباشد.
حدّ فاصل سبك زندگى آمريكايى و ايدئولوژى ليبراليسم را مفهوم «جامعه مدنى» كه به تعبير يورگن هابرماس، همان «جامعه بورژوايى» است، تشكيل مىدهد. ايدئولوژى ليبراليسم، جامعه بورژوايى و سبك زندگى آمريكايى، حوزه حيات «محافظهكارى» را شكل مىدهند؛ يعنى عملًا جامعه ليبرال، يك جامعه محافظهكار و طرفدار وضع موجود است و چندان رغبتى به تغيير وضع موجود و رفتن به سوى وضع آرمانى ندارد؛ زيرا آرمان او همين وضع موجود است.
از اين رو غرب و به ويژه آمريكا، هيچ نرمافزار جديدى براى اداره جامعه ندارد و تنها تلاش او اين است كه به حفظ وضع موجود بپردازد. در اين راه، غرب سعى مىكند وضع موجود را با تغييرات تكنولوژيك نوسازى كرده و آن را رنگ و جلاى تازهاى بدهد. در داستانها، فيلم و سريالهاى خود نيز يكسره اذعان مىدارد كه جامعه آرمانى و اتوپيا همين وضع موجود است و شما را از آن راه گريزى نيست، كما اينكه پيام سريال گم شدهLost نيز اين است كه از جزيره جهانى كه همان اتوپيا و آكرونياى گم شده است، بشر را به بيرون گريزى نيست.
اين محافظهكارى و حفظ وضع موجود همان مرگ ايدئولوژى و پايان ايدئولوژى است كه غرب به آن رسيده است و تلاش مىكند با عبور از ايدئولوژى، راه مفرّى بيابد.
البتّه در دوره كنونى، آمريكا سبك زندگى آمريكايى را از عالم واقع به عالم مجاز نيز كشانده و در فضاى سايبر، با ايجاد پديده «زندگى دوم» نوع متمايزى از زندگى را رقم زده است. كلبه سنّتى جاى خود را به كلبه ديجيتالى داده است و بشر در كلبه ديجيتالى از طريق كامپيوتر شخصى خود با ميلياردها نفر در فضاى سايبر همسايه است. اكنون اتوپياى ديجيتالى و آتلانتيس سايبرنتيك سبك زندگى آمريكايى يك حلاوت زودگذر، مانند شيرينى آدامسهاى بادكنكى به مشتاقان خود مىدهد؛ امّا بلافاصله پس از آن، اين مشتاقان مىمانند و يك جهانِ فاقد معنا و مجدّداً بشر در جستوجوى معنا، سرگردان و حيران و تشنه معنا، در پهنه فضاى سايبر و اينترنت، به جستوجوى حقيقت مىپردازد؛ ليكن دريغ از جرعهاى حقيقت در عالم مجاز!
\* اتوپياگرايى در اسلام چگونه است؟ آيا اسلام هم اتوپيا و آتلانتيس دارد؟
اتوپيا مقولهاى فلسفى و مربوط به عالم فلسفه است. هم در دوره اومانيسم اوّل، يعنى در عصر آتن افلاطون و هم در دوره اومانيسم دوم، يعنى در عصر مدرن، اتوپيا، مقولهاى فلسفى و اينجهانى است.
اساساً فلسفه غرب چه فلسفه كلاسيك دوره باستان و چه فلسفه مدرن، با اين جهان سروكار دارد و اين جهانى است. در نتيجه جامعه آرمانى آن نيز اينجهانى است؛ امّا در اسلام، جامعه آرمانى بشر، اخروى است نه دنيوى. دنيا، مزرعه آخرت است و بشر در دنياى موقّت براى عاقبت و آخرت كه دائمى و ابدى است، تلاش مىكند. بنابراين جامعهسازى او در دنيا، با نيّت تسهيل جامعهسازى او در عقبا صورت مىگيرد.
فلسفه غرب ماهيّتى اومانيستى و بشرمحور و دنياگرا دارد؛ امّا