آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧ - تفسير
از مردم آرامش است و آسودگى طبرسى در (٧: ٢١٤ مجمع) گفته: اهل عربيت گويند، نطق بر جز آدميزاده بكار نرود، و همانا صوت گفته شود، زيرا نطق سخن است و براى پرنده سخنى نيست ولى چون سليمان معنى صوت پرندهها را ميفهميد آن را بطور مجاز منطق ناميده، و گفتند مقصود حقيقت سخنگوئيست، زيرا برخى پرندهها سخنى دارند كه حروف دارد مانند طوطى، مبرد گفته هر چه راز دلش پديد آرد گويا نامند و سخنگو علي بن عيسى گفته: پرندهها با سليمان سخن ميگفتند و اين معجزه او بوده چنانچه از هدهد گزارش شده و سخن پرنده آوازيست كه با يك صيغه مقاصدشان را ميفهمانند بخلاف سخن گفتگوى مردم كه صيغههاى جدا جدا دارد و از اين رو ما سخن آنها را با طول همدمى نفهميم و آنها هم چيزى از ما نفهمند زيرا فهم ما بهمان امور مخصوصه خود رسد و چون سليمان ميفهميد گفتار آنها را داناى منطق آنها بود.
و هم او ره گفته: در باره اينكه سليمان بجستجوى هدهد برآمد ميان پرندهها اختلاف است، گفتهاند: در سفرش نيازمند او شد تا بآتش رهنمايد چون گفتند هدهد آب را در درون زمين ميديده چنانچه ما آن را در شيشه بينيم، از ابن عباس است.
و عياشى بسند خود از ابى حنيفه آورده كه بامام ششم ٧ گفت: چرا سليمان در ميان پرندهها از هدهد جستجو كرد؟ فرمود: چون هدهد آب را در درون زمين بيند چنانچه يكى از شماها در ميان شيشه، ابو حنيفه بياران خود نگاه كرد و خنديد، فرمودش چه تو را خندانيد؟ گفت بر تو پيروز شدم قربانت، فرمود:
چگونه؟ گفت: آنكه آب را درون زمين بيند دام را زير خاك نبيند، فرمود: اى نعمان ندانى كه چون قدر فرو آيد ديده نابينا گردد.
سپس ره در قول خدا (لاعذبنّه) گفته: چنانچه سخن گفتن پرنده و تكليفش