آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨ - تفسير
در زمان او بحساب معجزه او درست است رواست از تقصير او گله كند و از غيبت او كيفر نمايد.
و در (٧: ٢١٨ مجمع) گفته: «وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ الخ» كه جبائى گفته:
هدهد خداشناس نبود و اين گزارش كودكانه داد چون جز فرشته و آدمى و پرى تكليف ندارد، و چنانچه كودكان كه پرستش ما را بينند جز آن را بيهوده شمارند» هدهد هم كار مخالف سليمان را بيهوده شمرد، و اين گفته او خلاف ظاهر قرآنست، زيرا امتياز ميان سجده حق براى خدا و سجده باطل براى خورشيد در اينكه يكى نيك است و ديگرى زشت جز از خداشناس برنيايد كه ميفهمد يكى روا است و ديگرى ناروا، بعلاوه آرايش دارائى و روگردانى از راه حق را بشيطان وابست و اين گفتار شناساى عدالت و آگاه بر اينست كه زشت كارى بر خدا تعالى نسزد.
و در (ج ٧: ٢٦١) در «كَأَيِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا» از سوره عنكبوت:
گفته: چه بسا جنبنده كه خوراكش پس انداز و آماده نيست، از حسن، يا نتواند آن را بردارد از ناتوانى خود و با دهن خوراك كند از مجاهد، و گفتند: همه جانداران كه بر زمين جنبند خوراك فرداى خود را آماده نسازد جز آدميزاده و مورچه و موش بلكه همان اندازه كه بس باشد از آن بخورند، از ابن عباس، «اللَّهُ يَرْزُقُها» يعنى خدا روزى دهد اين جنبنده ناتوان را كه نتواند روزى خود را بردارد و شما را هم روزى دهد و براى غم روزى ترك هجرت نكنيد.
از ابن عمر است كه بهمراه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله بيرون شديم تا بنخلستانى از انصار درآمد و خرما برميگرفت و ميخورد و فرمود: اى عمر زاده چرا تو نميخورى؟
گفتم: يا رسول اللَّه نميخواهم، فرمود: ولى من ميخواهم، اين بامداد چهارمين است كه چيزى نچشيدم و اگر خواستم از پروردگارم خواهش كردم مانند ملك خسرو و قيصر را بمن ارزانى دارد، و چگونه باشى اى پسر عمر كه بمانى با مردمى كه روزى يك سال خود را ذخيره كنند براى اينكه يقين آنها سست است. بخدا از