آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٧ - اخبار باب
بنى نجار و همراهش بوديم و ناگاه او را يكور كرد و نزديك بود بيندازدش، ناگاه شش تا چهار گور در آنجا بود و فرمود: چه كسى مردههاى اين گورها را ميشناسد مردى گفت: من، فرمود: كى اينها مردند؟ فرمود بت پرست مردند، پس فرمود:
اين امت در گور خود گرفتار شوند، اگر نبود كه همدگر را بگور ميكردند البته دعا ميكردم خدا عذاب گور را بشما شنواند چونان كه من شنوم.
سپس رو بسوى ما كرد و فرمود: پناه بريد بخدا از عذاب قبر، گفتيم پناه بخدا از عذاب گور، فرمود: بخدا پناه بريد از هر فتنه آشكار باشد يا نهان گفتيم پناه بخدا از هر فتنه آشكار باشد يا نهان، فرمود: بخدا پناه بريد از دجال، گفتيم پناه بخدا از دجّال.
و در مجمع اوسط طبرانى است از حديث انس، گفت: مسلمانان روز حنين گريزان شدند و رسول خدا سوار بر استر شهباء خود بود بنام دلدل و رسول خدا ٦ باو فرمود: اى دلدل فرو شو و شكم خود را بزمين چسباند تا پيغمبر مشتى خاك بر گرفت و بروى آنها پاشيد و فرمود: (حم لا ينصرون) گفت پس آن مردم گريزان شدند، و تيرى بدانها نزديم و نيزهاى بدانها فرو نكرديم و شمشيرى بدانها نياختيم[١].
و در آنست از حديث شيبة بن عثمان كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله بعمويش عباس فرمود در روز حنين كه از خاك بمن بده، و خدا سخنش را به استر فهماند و او فروشد تا نزديك شد شكمش بزمين رسد، و رسول خدا ٦ مشتى ريگ برگرفت و بچهره آنها پاشيد و فرمود: زشت باد اين چهرهها «حم، لا ينصرون».
[١] در نهايه- ١: ٢٩٦- در حديث جهاد است كه چون شبيخون ديديد بگوئيد: حم لا ينصرون، گفتند يعنى« بار خدايا يارى نميشوند» و منظور خبر است نه دعاء زيرا اگر دعا باشد بايدش گفت:« لا ينصروا» بجزم و گويا فرموده بخدا پيروز نشوند و گفتند: سورههاى حمدار شرافتى دارند و خدا آگهى كرده كه براى شرف آنها از آنها كمك گرفته شود براى فرو آمدن نصرت از خدا( از پاورقى ص ١٩٢).