آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٢ - اخبار باب
برخى نه، و ندانم از اسبم را جز اينكه مستجاب است.
و حاكم: بسندى آورده كه چون خواهى به جهاد روى اسب ادهم دست و پا سفيد دست راست آزادى بخر تا غنيمت بدست آرى و بسلامت بمانى و آنگه گفته صحيح است بشرط مسلم.
هجين اسبى كه پدرش عربى و مادرش عجمى، و مقرف بميم ضمه دار و قاف ساكن و راء بىنقطه و فاء آخر عكس آنست، و آدميزاده هم بدين و وصف است.
و در كتب غريب است از پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله كه خدا دوست دارد مرد نيرومند برو برگرد را بر اسب برو برگرد، يعنى كسى كه پيوسته بجهاد رود و برگردد و تجربه آموزد و اسبش هم پياپى بجهاد رود و برگردد با صاحبش، و گفتند: اسبى است كه ورزيده و آموخته است و فرمانبر سوار بر خود است و در حديث صحيح است كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله سوار اسب سركش تندرو ابى طلحه شد و فرمود: راستى آن را دريائى يافتيم.
و در فائق است كه يك بار مردم مدينه بهراس دشمن افتادند و پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله سوار اسب لختى شد و بدنبال آنها تاخت و چون برگشت فرمود: راستى آن را دريائى يافتيم، حمّاد بن سلمه گفته: اسب كندى بود و چون اين را فرمود صلى اللَّه عليه و اله پيشتاز شد.
و نسائى بسندى از جعيل اشجعى آورده كه با پيغمبر در غزوه بيرون شدم و اسب لاغرى داشتم و در دنباله مردم بودم پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله بمن رسيد و فرمود: اى اسب دار برو، گفتم: يا رسول اللَّه اين اسب لاغر و ناتوانست، و آن حضرت عصائى كه در دست داشت برآورد و باو زد و گفت: بار خدايا مباركش كن، و البته مرا ديدى كه اختيار او را نداشتم تا مرا جلو همه مردم برده و از شكم او بارزش ١٢ هزار فروختم.
و از خالد بن وليد روايت است كه در نبرد جز بر ماديان سوار نميشد چون