آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٠ - اخبار باب
در دست و پا هر دو، و اگر مخالف هم باشند آن را شكال مخالف خوانند، و گفتند شكال سفيدى دو پا است، و گفتند: در دو دست.
علماء گفتند: آن را بد داشته چون مانند اسب زنجير بسته است، و گفتند:
شايد آن را تجربه كرده و نجيب نبوده، يكى از علماء گفته اگر با اين وضع پيشانى سفيد باشد بدى ندارد، چون مانندى آن از ميان برود.
نسائى روايت كرده كه پيغمبر پس از زنان چيزى را بيشتر از اسبان دوست نميداشته (و سندش خوبست) و ثعلبى بسندش از پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله روايت كرده كه هيچ اسبى نيست جز هر سپيده دم باو رخصت دهند كه دعا ميكند «بار خدايا مرا بهر آدميزاده دادى محبوبتر مال و خاندانش نزد او بسازم» و در طبقات ابن سعد است: بسندش از غريب ملكى (عريب بعين بىنقطه تصحيح شده) كه از پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله پرسيدند از قول خدا تعالى «آنان كه هزينه نهند مال خود را در شب و روز- تا- آخر آيه- ٢٧٤- البقره» چه كسانى باشند؟
فرمود: اسب دارها سپس فرمود: آنكه هزينه باسب دهد، چون كسى است كه بدو دست صدقه دهد پيوسته، و بول و سرگين آن اسبها در قيامت چون مشك پاك است (١:
٢٢٣- حياة الحيوان) و گفت: فرس هر گونه اسب است و مؤنث بحسابست و ابن جنى و فراء فرسه آوردند و تصغيرش را فريس، و گفتند ماده اسب فرسه باشد و از معنى درندگى است چون در دويدن تند زمين را بدرد، و فارس سوار بر اسب باشد چون لابن و تامر بمعنى دارنده شير و خرما، و ابو داود و حاكم از ابى هريره آوردند كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله ماده اسب را فرسه ميناميد.
ابن سكّيت گفته: فارس سوار حيوان سمدار است اسب باشد يا استر يا خر، و اسب مانندتر حيوانى است بآدمى چون شرف نفس و علو همت دارد، عرب پندارند وحشى بود و نخست كس كه آن را رام كرد و سوارش شد اسماعيل ٧ بود و