آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٨ - تفسير
است كه تركش نكوهش آرد و نكوهش در باره خدا نشدنيست زيرا او در ذات خود كامل است و براى آنچه بيرون از او است نكوهش پذير نيست زيرا هر چه در برون رخ دهد لازم ذات را از ميان نبرد، دوّم: اگر زيانزدن بديگرى براى عوض نيكو باشد بايد از ما پسند باشد كه بديگرى زيان رسانيم و عوض بدهيم و اين نادرست است و ثابت شود كه قول بعوض نادرست است چون اين را دانستى برخى فروعى كه قاضى در اين باب گفته ياد آور شويم.
١- هر جانورى كه عوضش از خدا بايد كه در دنيا درد كشيده و عوضش را نديده، بر خداست كه در ديگر سرايش زنده كند و عوض بدو پردازد، و هر جانور كه چنين نباشد زنده كردنش در خرد بايست نيست جز اينكه خدا تعالى خبر داده همه جانوران را زنده كند و از دليل شرع دانسته شده و گفتيم جانورى باشد كه عوضى نخواهد چون جاندارى كه در زندگى دردى نچشيده و خدايش بىدرد ميرانده چون دليلى نيست كه هر مرگى دردناك باشد و بنا بر اين عوضى نخواهد.
٢- هر جاندارى كه خدا اجازه سر بريدنش را داده عوض اين سر بريدنش بر خدا است و چند بخشند مانند آنكه براى خوردنش كشند و مانند آنكه براى آزارش كشند چون درندهها و گزندهها، و مانند آنكه به بيمارى آزار ديده، و مانند آنچه خدايش باركش ساخته و كار كش كارهاى دشوار، ولى اگر مردم بجاندار ستم كنند و آزارش دهند عوض بر ستمكار است و اگر هم خود بهم ستم كنند عوض بر ستمكار است، اگر گويند: جاندارى كه بنا مشروع سرش برند عوض بر كيست؟ جواب اينكه بر سربر و از اين رو پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله از سر بريدن جاندار نه براى خوردنش غدقن كرده.
٣- عوض سود بسياريست كه اگر جاندار خرد داشته باشد براى آن جانبازى كند اينست عوضى كه در اينجا بايد.
٤- عقيده قاضى و بيشتر معتزليان بصره اينست كه عوض پايان پذيرد و قاضى گفته اين قول اكثر مفسران است زيرا چون خدا عوض را بجانور پرداخت او را