آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٠ - تفسير
خدا آن را بخود بسته براى آنكه ابزار ماندن در فضا را او بپرنده داده- پايان- اينكه فرمود «و الطير» يعنى پرنده هم تسبيح كرد و گذشت كه تسبيحش يا بمعنى حقيقى است چون فهمش را دارد و يا در آن وقت بمعجزه داود فهمش را يابد، يا مقصود زبان حال است چنانچه در تسبيح جمادات گذشت يا مقصود شناى آنها است در فضا.
رازى در (٣٢: ٣٠٠ تفسيرش) گفته: مانعى ندارد كه پرنده سخن گويد ولى همه امت گويند مكلف تنها پرى و آدمى و فرشته است و پرندهها نشود بدرجه از خرد رسند كه شايان تكليف است بلكه چون كودك خردسال دستور پذير بودند و همين معجزه داود ٧ بود كه در فهم باندازه كودك فرمانپذير رسيدند.
طبرسى- ره- در (٧: ٥٨ مجمع) گفته: خود مسخر كردن پرنده براى داود تسبيح بود و دليل بود كه مسخر كن آنها توانا است و درمانده نيست چون بندهها از جبّائى و على بن عيسى، و گفتند: پرندهها در بام و شام با او تسبيح ميخواندند و اين معجزه او بود، از وهب قول خدا «أَ لَمْ تَرَ» رازى در (٢٤: ١٠- ١١ تفسيرش) گفته: يعنى آيا ندانيد و بايد بدانيد. و مقصود از تسبيح دلالت اين چيزها است بر اينكه خدا از كاستى بركنار است و اوصاف جلال دارد، يا در باره برخى همين است و در باره ديگران گفتار با زبانست و معنى عمومى نخست نزديكتر است و اما اينكه گفته شود يك لفظ در معنى حقيقى و مجازى هر دو استعمال شده جائز نيست و همان معنى نخست ميماند.
اگر گويند تسبيح بدين معنا از هر آفريده باشد و چرا بهمان خردمندان مخصوص كرده است؟
گوئيم چون آفريدن خردمندان بهتر رهنما ببود صانع است سبحانه چون شگفتيها در او بيش است.