آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٠ - در باره مورچه
و ابا عثمان حسين بن حرث خزاعى گفته: شنيدم فضيل بن عياض ميگفت: داناى آموزنده در ملكوت آسمانها بزرگ خوانده شود.
و روايت شده كه مورچهاى كه با سليمان ٧ گفتگو كرد برايش يك دانه هديه برد و وى ٧ آن را در مشت نهاد و آن مورچه گفت:
|
نبينى كه مال خدا هديه برديم سويش |
و گر بىنياز است از آن ميپذيرد |
|
|
اگر هديه باشد بقدر بزرگيش |
بود كاست دريا و در آن نگيرد |
|
|
ولى هديه آريم سوى محبّان |
كه از ما پسندد و شكرش ببيند |
|
|
و اين نيست بهر بزرگى و رادى |
و گر نه نداريم چيزى كه ويرا بماند |
|
سليمان ٧ گفت: خدا شما را بركت دهد و از اثر دعايش مورچه بيشتر آفريدههاى خدا است و روايت است كه مردى از مأمون درخواست كه بايستد براى شنيدن از او و نايستاد، گفت: يا امير المؤمنين خدا سليمان بن داود ٧ را براى شنيدن سخن مورچه باز داشت، و من نزد خدا از مورچه كمتر نيستم و تو نزد خدا بزرگتر از سليمان ٧ نيستى، مأمون گفت: راست گفتى و ايستاد سخن او را گوش داد و نيازش را برآورد.
و فخر الدين رازى در تفسير قول خدا تعالى حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ تا آخر آيه ١٨- النحل گفته: وادى نمل در شام است و مورچه بسيار دارد، اگر گويند: چرا واژه على آورده؟ گويم از دو راه:
١- از سوى بالا آمدند و حرف استعلاء آورده.
٢- مقصودش اينست كه همه وادى را تا پايان در نور ديدند و اين عبارت چنين معنا دهد، مورچه اين سخن را گفت و دور از باور نباشد، زيرا دانش و سخنورى براى مورچه شدنيست، و خدا هم بر هر شدنى توانا است، و از قتادة حكايت است كه بكوفه آمد و مردم گردش را گرفتند و گفت: از هر چه خواهيد بپرسيد، ابو حنيفه كه پسرى نوجوان بود حاضر بود گفت از او بپرسيد مورچه سليمان ٧ نر بود يا ماده